خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

منتقدان فیلم را نفهمیدند
نظرات ()

کمال تبریزی همزمان با اکران آخرین ساخته سینمایی اش از علاقه اش به ارائه ساختار تازه در سینما سخن گفت و تأیید کرد که در کارنامه فیلمسازی اش روند مشخصی نیست و از منتقدان هم گفت که قصد دارند؛ سلیقه شخصی خود را در سینما حاکم کنند. این کارگردان سینمای ایران با توجه به روند متفاوت کارنامه فیلمسازی اش و تجربه ساخت «همیشه پای یک زن درمیان است» به ایسنا، گفت: موضوع و تنوع ساختار فیلمنامه ای که برای ساخت به ذهنم می رسد یا فرد دیگری آن را پیشنهاد می کند، دلیل عمده ای است که برای ساخت آن فیلم تصمیم بگیرم و مهم این است که؛ فیلم به کجای جامعه برمی گردد و چه لحنی دارد و قصد دارد چه مطلبی را ارائه بکند و منظورم از تنوع ساختاری هم وارد شدن و رفتن به فضاهایی است که تاکنون در سینمای ایران وجود نداشته و یا حداقل من تاکنون تجربه آن را نداشتم. کمال تبریزی در ادامه تأکید کرد بر اینکه برای او اهمیت دارد که بتواند در ژانر تاریخی سینما، ساختار تازه ای را ارائه بکند و در عین حال خاطرنشان کرد: موضوع هم برای من خیلی اهمیت دارد، اما صرف این که موضوع جالب باشد؛ کفایت نمی کند بلکه باید کشش لازم را هم داشته باشد.
او با تأکید بر اینکه ساختار و موضوع متنوع باعث می شود، به ساخت یک فیلم علاقه مند شود توضیح داد: گاه می بینیم که ساختار همان ساختار قبلی است، اما موضوع از چنان گیرایی و جذابیتی برخوردار است که مرا جذب می کند؛ گاه هم ممکن است موضوع خیلی گیرایی لازم را نداشته باشد اما به لحاظ ساختار و نحوه بیان خیلی نو و مدرن است و من هم تاکنون آن را تجربه نکردم، پس ترجیح می دهم آن فیلم را بسازم. به طور مثال اگر فیلمنامه ای در ژانر وحشت به من پیشنهاد شود، شاید به اندازه ساختار به موضوع آن اهمیت ندهم و برایم جالب باشد بدانم که آیا واقعا می توان در سینمای ایران فیلمی در ژانر وحشت ساخت که تماشاگر با دیدن آن واقعا بترسد، طبیعتا اگر چنین فیلمنامه ای نوشته شود و از این جذابیت هم برخوردار باشد ترجیح می دهم آن را کار انجام بدهم.
کارگردان شیدا در ادامه تصریح کرد: با این تمایلی که مطرح کردم پس در کارنامه فیلمسازی من یک روند مشخص پیدا نمی کنید، در عین حال که ممکن است درکارهای من نوعی تکرار یا نوعی نگاه خاص را ببینید. به عنوان مثال به نظر خودم «همیشه پای یک زن در میان است» به نوعی شاید بتوان گفت، شکل کامل شده «گاهی به آسمان نگاه کن» هست. تبریزی در ادامه درباره روند شکل گیری و ساخت این فیلم هم توضیح داد: فیلمنامه اولیه که رضا مقصودی نوشت با فیلمنامه فعلی تفاوت دارد. فیلمنامه اولیه شامل داستان هایی بود که براساس قصه های کتاب «غیرقابل چاپ» سید مهدی شجاعی نوشته شده بود. داستان های کاملا مجزایی که فقط یک پل ارتباطی درابتدا و انتهای آنها وجود داشت و روند داستان پردازی معمول نداشت اما الان این فیلم، یک داستان دارد و در عین حال حس کلاژ بودن فیلمنامه اولیه درآن هست و این حس کلاژ، برگرفته و باقی مانده از فیلمنامه اولیه است. در فیلمنامه اولیه اصلا شخصیت یا قهرمان ثابت نداشتیم و این قهرمان بعدها و براساس شرایط ایجاد شد.
کمال تبریزی روند تغییرات فیلمنامه را مربوط به زمانی دانست که حوزه هنری به عنوان تهیه کننده فیلم از ساخت این فیلم کناره گیری کرده است و ادامه داد: پس از این کناره گیری سراغ افراد مختلف رفتیم و درنهایت محسن علی اکبری تهیه کنندگی کار را قبول کرد، به هر حال ایشان هم به عنوان تهیه کننده، نقطه نظراتی داشتند که ما را به فیلمنامه کنونی رساند. او توضیح داد: شکل فیلمنامه اولیه تا حد زیادی متفاوت بود و شاید بتوان گفت؛ فیلمنامه اولیه به این اندازه در توفیق مخاطب عام موفق نبود و نگاهش از سطح عامیانه بالاتر و بیشتر جشنواره پسند بود. اما طبیعتا وقتی وارد بخش خصوصی سینما می شویم باید فیلمنامه لحن و بیان متفاوتی داشته باشد.
به هر حال حرفی که در هر دو فیل نامه مطرح می شود، حرفی یکسان است؛ با این تفاوت که مخاطب فیلمنامه اولیه خاص تر و فیلمنامه دوم و فعلی، بیشتر است. او در پاسخ به روند فعلی فیلم و بازتاب منتقدان هم گفت: حتما منتقدانی که از شکل د یگری به موضوع نگاه می کنند و نگاه مدرن و روشنفکری خاصی دارند و ممکن است این موضوع که فیلم، فیلمی عامیانه است و برای توده مردم در نظر گرفته شده است، خیلی نظرشان را جلب نکند و به شکل اولیه فیلمنامه اگر فیلم ساخته می شد، گرایش بیشتری پیدا می کردند. به هر حال اینها، دو گرایش کاملا متفاوت هستند و من معتقدم تمام فیلم ها می توانند گروه مخاطبین خود را انتخاب کنند. الان فیلم تبدیل شده است به فیلمی که تأثیرات اجتماعی آن برروی مخاطب خیلی بیشتر است و قابل فهم تر است اما در شکل اولیه باید حوزه دیگری را مخاطب قرار می دادیم. تبریزی درباره رضایت خود از شکل فعلی فیلم هم بیان کرد: به شدت راضی هستم، چون سلیقه ام در سینما این نیست که فیلم هایم صرفا پرمخاطب یا جشنواره ای باشند.
سلیقه خودم این است که فیلم خوب و کامل بسازم و فیلم بتواند لایه های مختلف داشته باشد، در جشنواره ها مورد توجه قرار گیرد و هم برای مخاطب عام جذاب باشد. بنابراین به نظرم اگر فیلم بتواند ترکیبی از این دو باشد می توان گفت؛ فیلمی کامل ساخته شده است. به هر حال آرزوی خود من به عنوان فیلم ساز ساخت چنین فیلمی است که مخاطب عام و جشنواره ای داشته باشد و به نظرم فیلم «همیشه پای یک زن درمیان است» تا حدی به این نوع فیلم نزدیک شده است. این که فیلم در جشنواره توجه منتقدان و طبقه خاص را جلب نکرد اما مردم از آن استقبال کردند، شاید دلیلش این باشد که مردم خیلی خوب فیلم را فهمیدند و در مقابل منتقدان تقریبا آن را نفهمیده اند. البته ممکن است تصور شود که فیلم را فهمیده اند اما با آن ارتباط برقرار نکرده اند که به نظرم این گونه نیست.



:: برچسب‌ها: همیشه پای یک زن درمیان است, کمال تبریزی, سینما, گلشیفته فراهانی
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٦:٥٢ ‎ب.ظ
هوشیاری عمومی ؛ ضرورت مبارزه با خرافات
نظرات ()

مسلمانان و به ویژه شیعیان همواره مورد هجمه‌های مختلف دشمنان قرار داشته و توطئه‌های مختلفی برای تخریب ارزشها و باورهای دینی این خیل عظیم طراحی و اجرا می‌شود، تبلیغ خرافات از جمله این اقدامات است که مقابله با آنها هوشیاری عمومی و برخوردهای قاطع مسئولان را می‌طلبد.
خرافه به عنوان هر نوع عقیده نامعقول و بی‌اساس تعریف شده است . برخی خرافت بخشی از باورهای مشترک اجتماعی هستند مثل باور به خوش شانسی یا بدشانسی ، فال و چشم زخم. شکل دیگر خرافات ، تجربه‌های غیبی مانند ادراک فراحسی و اعتقاد به نیرو و توانایی ذهن در حرکت دادن اشیا است.
نوع دیگر خرافات شخصی است و آن باورها و رسومی است که یک فرد شخصا و برای خود ابداع کرده و بر این باور است که برای موفقیت در کارها یا پیشگیری از خطر به برخی اعمال مبادرت ورزد.
خرافات فردی، گروهی و اجتماعی ناشی از هر باور و برداشت نادرستی که باشد باید به درستی شناسایی و با آن مبارزه شود .
باید به این واقعیت مهم توجه کرد که باورهای اشتباه، فقط عقاید و برداشتهای نادرستی نیستند که درون سر هر فرد قرار دارند بلکه این باورها بر رفتار فردی و اجتماعی تأثیرگذار هستند و برآیند بیرونی آنها نتایج و تبعات منفی را در پی خواهد داشت .
طی سالهای گذشته این حس درونی برخی افراد برای گرایش به برخی باورهای نادرست، مورد سوء استفاده دشمنان اسلام و ایران ، به منظور لطمه به ارزشهای دینی و ملی قرار گرفته است .
در این میان توطئه های بسیاری علیه اسلام و به ویژه شیعه برنامه ریزی شده که مقابله با آنها، هوشیاری و آگاهی مسلمانان و شیعیان را می طلبد .
فرقه های انحرافی امروز برای گسترش و ترویج مکاتب خود با جدیت تلاش می کنند اما در مقابل مسلمانان در این راه حرکت مؤثری از خود نشان نمی دهند و همین امر راه را برای فعالیت بیشتر و گسترده تر این فرقه های منحرف و مخرب باز می کند .
بی تردید برای مقابله با هجمه های مختلف می بایست مبانی دین اسلام و معارف اهل بیت (ع) را به درستی و به دور از پیرایه، به شکلی جذاب و پذیرفتنی برای جوانان تبیین کنیم.
متأسفانه دیده می شود عده‌ای که هیچ فهمی از دین اسلام ندارند، صاحب تریبونهایی شده‌اند که فهم غلط خود از دین را به وسیله آنها برای اقشار مختلف مردم بیان می‌کنند.
در چنین شرایطی صداوسیما به عنوان رسانه ای فراگیر و تأثیرگذار برای گروههای مختلف جامعه، باید با برنامه ریزیهای دقیق و صحیح در برابر این تحریفها ایستاده و با اطلاع رسانی دقیق، اذهان را به گونه ای روشن و دلها را از معنویت ناب، لبریز کند که هرگونه هجمه ای از سوی دشمنان، بدون پاسخ بماند .
تا یکی دو سال پیش برخی مداحان ، از جمله فعالانی بودند که در این زمینه نقش منفی داشته و به خرافات دامن می زدند، برخی از افراد این گروه بدون آگاهی کامل و دقیق از دین و سیاست در مورد مسائل مختلف اظهار نظر کرده و با تحلیلهای شخصی و البته اشتباه خود، انحرافهای فکری و گرایشهای منفی را موجب می شدند که خوشبختانه با موضع گیری قاطع اینگونه فعالیتها متوقف شد .
چاپ و نصب شمایلهای منتسب به ائمه نیز از دیگر فعالیتهای انحرافی بود که با درایت مسئولان و حرکت خودجوش مردمی متوقف شد .
قمه زنی نیز از جمله فعالیتهای انحرافی بود که با آن مقابله و از ادامه آن جلوگیری شد .
شک نیست مقابله سریع و صریح با خرافه و گرایش به فرقه های خودساخته نیز علاوه بر نیازه به اطلاع رسانی دقیق و صحیح و ارتقاء آگاهیهای عمومی، هوشیاری اقشار مختلف و همچنین قاطعیت مسئولان در برخورد با فعالان منحرف را می طلبد .
برای دراز مدت نیز فعالان تربیتی مانند مربیان آموزش و پرورش، رسانه ها و خانواده نقش مؤثری در روشنگری دقیق کودکان، به عنوان آینده سازان جامعه خواهند داشت .
چنانچه کودکان با ذهنی باز و قلبی مطمئن و با یقین کامل با آموزه ها و مبانی دین اسلام آشنا شوند، در آینده نه تنها تحت تأثیر تبلیغات منفی قرار نگرفته و گرایشی به آنها نخواهند داشت ، بلکه خود با اطلاعات دقیق و صحیحی که دارند، مدافع ارزشهای دینی بوده و به مقابله با تحریفها و تبلیغات منفی می پردازند .
شک نیست مقابله با رواج خرافات و تحریفها در دین و عزاداریها، هوشیاری مردم و علمای دینی و نیز تبلیغات روشنگر رسانه‌ها را می طلبد.



:: برچسب‌ها: خرافات, بدعت, مسلمانان, معنویت
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٦:٤٩ ‎ب.ظ
حل مسئله یا پاک‌کردن صورت آن؟
نظرات ()

صدای محسن یگانه اولین‌بار در آهنگ‌هایش شنیده شد که در خانه با یکی دو گیتار ضبط شده بودند؛ بدون کیفیت. گیتار درب و داغونی می‌زد، اما آهنگ‌هایش به دل مردم نشست. اوایل کسی اسمش را هم نمی‌دانست. اما کم‌کم جوری شد که طرفدارانش دنبال آهنگ‌های جدید او می‌گشتند. یگانه پس از آن همکاری‌اش را با محسن چاوشی شروع کرد و با هم تعدادی آهنگ دوصدایی منتشر کردند، برخی را این محسن ساخته بود و تعدادی را آن محسن دیگر! اینگونه شد که نام او را هم شنیدیم؛ وقتی به سبک آهنگ‌های زیرزمینی اسم خواننده و Arranger (!) را اول آهنگ‌ها می‌گفتند و این کار از آن به بعد مد شد.
تیم سه‌نفره چاوشی، یگانه و حامد هاکان شدند سردمدار نوعی موسیقی که پیش از آن نظیرش را تحت عنوان «واسوخت» در آثار قدما شنیده بودیم؛ ترانه‌های ضدعشق! اما اینها آنقدر در این کارها افراط‌ کردند که کار از «واسوخت» گذشت و خودشان اسم موسیقی‌شان را گذاشتند «موسیقی سیاه»! نامی که واقعا برازنده آن فرم موسیقی بود. در این موسیقی سیاه انواع و اقسام ناله و نفرین‌ها به معشوق بی‌وفا نسبت داده می‌شد: «خدا الهی بزنه به کمرش! و...»از آن بدتر اینکه این سبک اگرچه به مرور توسط این تیم تعدیل شد، اما دنباله‌روی متعصب دیگری یافت که تعدادشان در این ۵-۴سال اخیر روز به روز بیشتر شده و متاسفانه یا خوشبختانه بخش اعظم ترانه‌های- اغلب زیرزمینی- سال‌های اخیر را تشکیل داده‌اند. از سوی دیگر سیاست‌های دفتر موسیقی وزارت ارشاد در بستن راه‌های انتشار مجاز برای این قبیل خوانندگان باعث شده که روز به روز آمار خروجی‌های مجاز موسیقی کاسته شده و بر خروجی‌های غیرمجاز آن افزوده شود. محسن رجب‌پور (مدیر شرکت ترانه‌های شرقی و مدیر برنامه‌های آریان، بنیامین و...) در این‌باره می‌گوید: «در سال ۸۶ موسیقی ایران شاهد ۲۲۰ خروجی مجاز و در مقابل ۸۵۰ خروجی غیرمجاز بوده است و اگر فکر خاصی برای این معضل نکنیم، تعداد خروجی‌های مجاز موسیقی ظرف یکی دو سال آینده به عددی دو رقمی تبدیل می‌شود.» ارزان و دم‌دستی‌شدن تجهیزات صدابرداری در سال‌های اخیر هم بر این مسئله دامن زده تا هرکس با خرید یک ساندکارت حدودا ۱۰۰هزار تومانی بتواند در خانه‌اش هرچه می‌خواهد ضبط کند؛ بدون نیاز به مجوز و هر فیلتر دیگری.
رانده شدن موزیسین‌ها به زیرزمین، به نفع هیچ‌کس نیست. نه خواننده و آهنگ‌سازی که حاصل کارش را به صورت رایگان روی اینترنت قرار می‌دهد و در عوض هرچه دلش می‌خواهد می‌خواند؛ نه شنونده‌ای که معلوم نیست چه‌جور موسیقی با چه شعر و ترانه‌ای و چه کیفیتی به گوش‌اش می‌رسد. که امروز می‌بینیم سطح کارهای شنیداری مردم در حد همین آثار زیرزمینی تنزل پیدا کرده؛ و نه حتی وزارت ارشادی که می‌تواند با اندکی تسامل و تسامح تمام این خوانندگان را به آغوش خود بخواند؛ آنهایی را که توانایی ارائه موسیقی خوب دارند انتخاب و حمایت کند، و آهنگ‌های خوب‌شان را با کیفیت مناسب و اصلاح ترانه‌ها- در صورت لزوم- از کانال خود منتشر کند. این‌طوری هم موزیسین‌ها از خواندن اراجیفی که در برخی آهنگ‌های زیرزمینی می‌شنویم، نجات می‌یابد، هم موسیقی با کیفیت و مناسب به گوش مردم می‌رسد و از همه مهم‌تر اتوریته دفتر موسیقی به عنوان تنها مرجع ذیصلاح انتشار آثار موسیقایی در کشور حفظ می‌شود.
اما راندن اهالی موسیقی به زیرزمین به نفع چه کسی است؟ مگر در این سال‌ها مجوز گرفتن خوانندگان سابقا زیرزمینی (از جمله رضا صادقی، بنیامین، محسن یگانه و...) چه اتفاق هولناکی رقم زد؟! جز این است که مجوز گرفتن چنین خوانندگانی، دیگران را نیز به رفتن به سوی ارشاد و عبور از فیلترهای آن ترغیب می‌کند و این، مساوی است با به محاق رفتن موسیقی زیرزمینی؟ به قول رضا مهدوی- رئیس‌ سابق مرکز موسیقی حوزه هنری- «تمام جوانانی که استعداد و علاقه‌ای برای کار کردن در زمینه موسیقی دارند، حق دارند که- بسته به توانایی‌شان- از بودجه و امکانات دولتی که در حقیقت متعلق به خود آنهاست، بهره‌مند شوند. وظیفه ما هم ارشاد و هدایت آنهاست، نه سرخورده کردن‌شان و ترغیب آنها برای فعالیت زیرزمینی.» مهدوی از زمان تصدی ریاست مرکز موسیقی حوزه هنری چنین سیاستی را در پیش گرفت. او با میدان‌دادن به جوانانی که از مجوز گرفتن ناامید شده بودند، آنها را به‌سوی حوزه جذب کرد و در همین راستا آلبوم «ترنج» محسن نامجو را هم منتشر کرد. آلبوم‌های محسن چاوشی و محسن یگانه هم با اصلاح ترانه‌هایشان و تغییراتی در موسیقی (از جمله اضافه‌کردن سازهای ایرانی به آنها و...) در نوبت انتشار حوزه قرار داشت که دفتر موسیقی ارشاد طرز فکر و رفتارهای مهدوی را برنتابید و در نهایت طی یک پروسه بلند مدت، او از ریاست مرکز برکنار شد!
سبک‌های دیگری نظیر راک، رپ و... نیز سرنوشت مشابهی از سوی ارشاد داشته‌اند. تخطئه بی‌برو برگرد دو سبک موسیقی بیشتر به پاک‌کردن صورت مسئله شبیه است تا حل آن! قابل انکار نیست که کارهای نامناسبی در این سبک‌ها بعضا به گوش رسیده‌اند. اما بستن کامل همه درها به روی آثار راک و رپی که می‌توانسته خوب باشند، مساوی است با میدان‌دادن به آثار بی‌محتوا و نامطلوب خارجی یا زیرزمینی. اتفاقا اگر از رواج چنین آثاری بیم داریم، باید از آثار راک و رپ با محتوا و مضمون مناسب حمایت کنیم تا علاقه‌مندان این سبک‌ها به سمت نمونه‌های نامطمئن آنها جذب نشوند. اگر بپذیریم که سبک‌ها تنها زبان‌ها و گویش‌های متفاوتی برای بیان موسیقی هستند، خواهیم دید که انکار آنها چندان عاقلانه نخواهد بود مثل این است که بگوییم از امروز همه مردم دنیا به یک زبان سخن بگویند و یا دیگر کسی حق ندارد از گویش‌ آذری یا کردی استفاده کند! انتشار مجاز آلبوم محسن یگانه، اتفاق مثبتی است، خیلی مثبت. روز به روز باید از تعداد این خوانندگان زیزمینی کاسته و به تعداد روزمینی‌ها بیفزاییم. شنیده می‌شود که آلبوم محسن چاوشی هم در دست انتشار است و اینها هم خبرهای خوبی هستند. قبول که شاید اینها بهترین نمونه موسیقی- و موسیقی پاپ- نباشند. قبول که شاید کاستی‌هایی داشته باشند. اما مگر همه اساتید بزرگ موسیقی ایران، کار ضعیف ندارند؟ اصلا کدامیک از آلبوم‌های چند سال اخیر شجریان، علیزاده، لطفی، مشکاتیان و... در حد شأن و نام آنها بود؟ بپذیریم که این جوانان نیز حق خواندن دارند، هر چند خام، هر چند ناپخته، هرچند نیازمند هدایت و... نیازمند هدایت، نه...!



:: برچسب‌ها: محسن یگانه, آلبوم, کنسرت, کاست
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٦:۳٩ ‎ب.ظ
بی‌برقی در تابستان، بی‌گازی در زمستان
نظرات ()

تابستان به کمبود برق خواهد گذشت. هرچند از صرفه‌جویی بسیار صحبت شده اما در نهایت واضح و مبرهن است که کمبود برق موضوع دامنه‌داری است که حتی باید در زمستان نیز به آن اندیشید. در حالی‌که کارشناسان حوزه برق و انرژی نسبت به کمبود برق و حتی جدی شدن موضوع جیره‌بندی برق در زمستان نیز هشدار می‌دهند، حالا نوبت به گاز رسیده است. اگر سال گذشته به واسطه سرمای شدید و یخ‌زدگی گاز در بسیاری از نقاط ایران کمبود گاز محسوس بود اما به نظر می‌رسد که زمستان امسال نیز کمبود گاز وجود خواهد داشت. تولید گاز بنا به دلایل مختلفی با مشکل مواجه است. تحریم اقتصادی ایران همانگونه که بر بخش‌های مختلف اقتصاد سایه افکنده، صنعت گاز را نیز با مشکل مواجه کرده است. فازهای مختلف پارس جنوبی، نقطه امید صنعت گاز کشور، که امید می‌رود مصرف داخلی و رویاهای صادراتی دولت را محقق کند، اکنون به دلیل تحریم اقتصادی ورود جدی به چرخ تولید را تجربه نمی‌کند. کارشناسان اعتقاد دارند فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی به دلیل مشکلات خرید کالا و تجهیزات زمستان امسال به‌طور کامل وارد مدار نخواهد شد و فقط به تولید ۶/۱۷ میلیون متر مکعبی خواهد رسید. غلامرضا منزویان- مدیر پروژه حفاری فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی- آخرین وضعیت این فازها را تشریح کرد. وی پیشرفت فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی را طی چهارماهه اخیر به ترتیب ۱۰ و ۲/۱۴ درصد ذکر کرد و گفت: فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی تا زمستان سال جاری به طور کامل وارد مدار نخواهد شد. به گفته وی بر اساس قرارداد، تعهدی مبنی بر تحویل گاز از سوی شرکت ملی حفاری وجود نداشته؛ اما هم‌اکنون این موضوع اضافه شده است. منزویان خاطرنشان کرد: این پروژه امسال با تولید ۳۵ درصد یعنی ۶/۱۷ میلیون متر مکعب گاز وارد مدار می‌شود. طبق اعلام منزویان از ۲۴ چاه موجود در این دو فاز تنها هشت چاه (هر فاز چهار چاه) با تولید ۶/۱۷ میلیون متر مکعب گاز نهایی می‌شود. مدیر پروژه فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی با اعلام اینکه از ابتدای اجرای این پروژه به دلیل کمبود وقت ناچار به استفاده از کالاهای سایر فازها شدیم، گفت: هم‌اکنون شرایط ناشی از تحریم، اجازه فعالیت را به ما نمی‌دهد.
منزویان ادامه داد: تلاش شرکت‌های ملی حفاری و نفت و گاز پارس برای خرید کالا، مواد و تجهیزات سرچاهی تاکنون بی‌نتیجه مانده است. وی خاطرنشان کرد: در صورت رسیدن کالا و مواد سرچاهی، چهار چاه در هر فاز جمعا به میزان هشت چاه آماده بهره‌برداری می‌شود. منزویان زمان آغاز عملیات حفاری در فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی را فروردین ۸۶ ذکر کرد و گفت: مطابق قرارداد شرکت ملی حفاری ۱۸۰۰ دکل روز (۹۰۰ روز در هر فاز) زمان برای حفاری خواهد داشت که حاکی از عدم تاخیر در اجرای کار از سوی شرکت ملی حفاری است. وی با اشاره به اثرات ناشی از تحریم در پروژه فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی گفت: بیش از ۹۰درصد تجهیزات مورد نیاز در این طرح توسط شرکت‌های آمریکایی ساخته می‌شود که هنوز در داخل، امکان ساخت این تجهیزات فراهم نشده است. مدیر پروژه حفاری فاز‌های ۹ و ۱۰ پارس جنوبی در شرکت ملی حفاری در عین حال گفت تحریم در درازمدت تاثیر منفی بر صنعت نفت و پروژه‌های آن نداشته و شرکت‌های ایرانی را قوی‌تر خواهد کرد؛ اما در کوتاه‌مدت ضررهای زیادی به همراه دارد. منزویان در ادامه با تشریح سابقه پروژه ۹ و ۱۰ پارس جنوبی و دلایل تاخیر آن توضیح داد: یک فاصله سه ساله از امضای قرارداد حفاری این فاز با شرکت اورینتال کیش و هالیبرتون و سپس خروج این شرکت‌ها و واگذاری عملیات به شرکت ملی حفاری ایران ایجاد شد که این خود یک عامل تاخیری بود.
وی گفت: پس از انصراف شرکت‌های فوق و عدم تمایل پیمانکار (نفت و گاز پارس) برای افزایش قیمت قرارداد برای واگذاری این پروژه به شرکت‌هایی چون توتال، شل و انی این کار به شرکت ملی حفاری واگذار شد که به هیچ عنوان کارشناسانه نبود. منزویان در عین حال شرکت ملی حفاری را نسبت به فعالیت توتال، شل، انی و دیگر شرکت‌های خارجی در فازهای دیگر از لحاظ سرعت کار رکورددار دانست. به گفته وی، یک کارشناس شرکت‌های خارجی فوق در سال ۸۱ برای فعالیت‌شان روزانه ۱۶۰۰ دلار دستمزد دریافت می‌کرد، در حالی‌که یک کارشناس ما با همان تخصص امروز یک درصد آن دستمزد را دریافت می‌کند.
بناست تا با بهره‌برداری کامل از فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی روزانه ۵۰ میلیون متر مکعب گاز وارد مدار شود؛ این در حالی است که کمبود این میزان گاز در شبکه توزیع گاز در زمستان امسال مشکل جدی را در پی خواهد داشت و کارشناسان نسبت به این موضوع اعتقاد راسخ دارند. البته کمیسیون انرژی مجلس موضوع تامین گاز برای زمستان را مورد پیگیری قرار داده و در عین حال محمدرضا کاتوزیان رئیس این کمیسیون وعده داده است که در این رابطه مجلس هر کاری را که لازم باشد، انجام خواهد داد. اما نکته قابل توجه اینکه مشکل گاز مانند بسیاری از مشکلات در ایران، کاملا ریشه‌ای است و البته به امسال و سال گذشته باز نمی‌گردد که بتوان با راهکارهای مقطعی آن را از پیش رو برداشت. بسیاری از کارشناسان حوزه نفت و گاز عملکرد دولت‌های مختلف را در راستای گسترش شبکه گازرسانی به اقصی نقاط کشور به بوته نقد می‌کشند. سرمایه‌گذاری‌های چند میلیون دلاری برای گازرسانی به دورافتاده‌ترین روستاهای کشور آن هم با جمعیت محدود هرچند که توجیه اقتصادی دربر نداشت که نمادی از گسترش سازندگی در سال‌های پس از جنگ محسوب می‌شد.
این در حالی است که پارس جنوبی به عنوان میدان ارزنده گازی در کشور در شرایطی که مورد بهره‌برداری صحیح و البته کامل قرار نگرفته است، نقطه امید جدی دولت‌هایی است که امید دارند صادرات گاز را نیز چون نفت به منبع کسب درآمد ارزی برای گذران امور جاری کشور بدل کنند. این رویکرد در شرایطی به غالب ذهنی مدیران دولتی بخش انرژی کشور بدل شده است که کارشناسان حوزه مذکور سال‌هاست که تراز گازی کشور را منفی اعلام کرده‌اند و نسبت به پیامدهای منفی آن هشدار داده‌اند؛ اما انگار گوش شنوایی در این رابطه وجود ندارد. صادرات گاز نه‌تنها بحران مصرف داخلی را دامن زده و آن را تشدید می‌کند که معضلی در مسیر استخراج نفت نیز به وجود آورده است. تزریق گاز به میادین نفتی در راستای تولید صیانتی و حفظ بهینه منابع نفت رسالتی جدی است که البته مصرف بی‌رویه گاز در داخل و طرح‌ریزی‌های گسترده برای صادرات از میزان تزریق گاز به میزان استاندارد به منابع نفتی کاسته است. هرچند گفته می‌شود که در سال گذشته بنا بود ۱۱۰ میلیون متر مکعب گاز به چاه‌های کشور تزریق شود اما ظاهرا آمارها رقمی کمتر را نشان می‌دهد. بر اساس گفته برخی از کارشناسان میزان تزریق گاز به میادین نفتی کشور از ۴۰ میلیون متر مکعب فراتر نرفته است. در عین حال که در زمستان سخت سال گذشته از میادین نفتی که کلاهک گازی داشته‌اند روزانه حدود ۱۵ میلیون متر مکعب گاز برداشته شده است که خود برداشت صیانتی از میادین نفت و گاز کشور را به وضوح زیر سوال می‌برد. بدین‌ترتیب هرچند که دولت موضوع صرفه‌جویی در مصرف را به اشکال مختلف مورد تاکید قرار داده است اما تاکنون هیچ گام جدی‌ای در این مسیر برنداشته است و این منابع انرژی است که هر روز تراز آن منفی می‌شود و انگار هیچ فکری جدی برای جلوگیری از این خطر جدی در کشور نشده است.



:: برچسب‌ها: برق, قطع, خشکسالی, تابستان
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٢:۱٩ ‎ب.ظ
پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان
نظرات ()

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شکایت مى کنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى کنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن کودکى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند.

اگر فرزند شما توجه کافى به مسئولیت هایى که به او واگذار مى شود، ندارد سعى کنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این کار ابتدا سعى کنید رفتارى داشته باشید که از فرزندتان انتظار دارید.

درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت کنید. این نکته را به یاد داشته باشید که تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یک لحظه از کودکتان فردى مسئول و سختکوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى کوتاهى کودک را در مقابل انجام وظایفى که به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت کنید.

از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى که به او سپرده اید تمرکز و از توانایى هایش استفاده کند. به او بگویید که از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید مى تواند کارى که به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت کنید و به او احترام بگذارید.فرزند خود را تشویق کنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران کمک کند.به او بیاموزید در کارهاى گروهى شرکت کند. به او کمک کنید تا درک درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.

اگر او به این درک درست برسد مى آموزد که باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یکدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممکن است بتواند کارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه که گاهى آنها بهتر از فرزند شما کارى را انجام مى دهند.

زمانى که فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید اما باید زمان و مکان درستى را براى جایزه دادن انتخاب کنید. به طورى که او متوجه نتیجه خوب کارى که انجام داده بشود




:: برچسب‌ها: مسئولیت, والدین, وظایف, پرورش
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٧:۱٩ ‎ب.ظ
چیزها همیشه آنطوری نیستند که به نظر میرسند…
نظرات ()

دو فرشته مسافردرمنزل خانواده ثروتمندی توفق کردند تاشب را درآنجا بگذرانند.
آن خانواده گستاخی کردند واجازه ندادند فرشته ها شب را در مهمانخانه داخل عمارت بگذرانند.بلکه به آنها فضای کوچکی از زیر زمین خانه رااختصاص دادند.همانطور که فرشته ها مشغول آماده کردن بستر خود روی زمین سخت بودند فرشته پیرتر سوراخی دردیوار دید وروی آن را پوشاند فرشته جوانتر علت را پرسید واوگفت : “چیزها همیشه آن طوری نیستند که به نظر می رسند”
شب بعد فرشته ها به خانه زوج کشاورز بسیار فقیر اما مهمان نوازی رفتند.پس از صرف غذای مختصر که داشتند آن زوج رختخواب خودشان رادراختیار فرشته هاقراردادندتاشب را راحت بخوابند.
صبح روز بعد فرشته ها آن زن وشوهر راگریان دیدند تنهاگاوشان که شیرش تنها منبع درآمدشان بود درمرزعه مرده بود.
فرشته جوان تر به خشم آمد وبه فرشته پیرتر گفت : چه طور اجازه دادی چنین اتفاقی بیفتد؟ مرداولی همه چیز داشت بااین حال تو کمکش کردی .خانواده دومی چیزی نداشتند اما همان را هم با ما تقسیم کردند وبا این حال توگذاشتی گاوشان بمیرد.
فرشته پیرتر پاسخ داد:”چیزها همیشه آن طوری نیستند که به نظر میرسند” “شبی که مادرزیرزمین آن عمارت بودیم متوجه شدم که درسوراخ دیوار طلا پنهان کرده بودند ازآن جا که صاحب خانه طماع وبخیل بود ومایل نبود ثروتش راباکسی شریک شود من سوراخ رابستم ومهرکردم تادستش به طلاها نرسد”
شب گذشته که دررختخواب آن کشاورز خوابیده بودیم فرشته مرگ به سراغ همسرش آمد ومن درازا گاو رابه اودادم
چیزها همیشه آن طوری نیست که به نظر میرسند.
هنگامی که اوضاع ظاهرا بروفق مرادنیست اگر ایمان داشته باشید باید توکل کنید وبدانید که همواره هر چه پیش می آید به نفع شماست فقط ممکن است تا مدت ها حکمتش رانفهمید.




:: برچسب‌ها: روانشنا, داستان, ثروت, شب
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧
زمان : ٧:۱٧ ‎ب.ظ