خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

بیایید همه با هم امسال آجیل را تحریم کنیم...
نظرات ()

سلام دوستان

همه ما خوب میدونیم که اصلا اوضاع خوبی توی کشور جریان نداره. قصد نداریم کسی رو متهم کنم.قصد شعار دادن هم نداریم .چرا که مشکلات کنونی قطعا بیش از این حرفاست و تبدیل شده به یه کلاف سردرگم. این نوشته کوتاه قصد تحلیل اوضاع رو هم نداره و البته که دنبال متهم نیست. بلکه غرضش ، بازگو کردن یه درده که این روزا داره یواش یواش همه چیزمون رو از بین می بره:


متاسفانه مشتی دلال مثل زالو و کفتار افتاده اند به جون مردم و هر روز یک چیزی بهونه میکنن تا خون بیشتری از بدن بی رمق مردم بِمِکَن.از ارز و طلا و ماشین و مسکن گرفته تا ارزاق عمومی و ...
الان خیلی از هم وطنامون حتی دیگه توان سیر کردن شکم خودشون و خانواده شونو ندارن .توان خرید یه دست لباس رو هم. همینطور، توان تامین هزینه تحصیل بچه هاشونو .
شاید هنوز برای خیلی از ماها 300-400 هزار تومن هزینه کردن برای آجیل شب عید اونقدری گزاف نباشه که تحت فشار بذارمون. اما این پول شاید بتونه شب عید یه خانواده رو نجات بده و شاید هم ، هزینه خوراک یه ماه یک خونواده رو تامین کنه.
قصدم اینه که بگم بیاییم «با هم و برای هم بودنو» امتحان کنیم.

نخریدن و نخوردن آجیل برای نوروز، کسی رو نمی‌کُشه. اما خریدنش یک مشت مفت خور دلالو ( صنف و بازار به دل نگیرن منظورم دلالهاست ) خرکیف میکنه و صد البته حریص تر که دفعه بعد با یه چیز دیگه و به یه شکل دیگه شروع کنن به مکیدن خون مردم.
بیاییم به جای شعار دادن و عمل نکردن ، اینبار بدون شعار عمل کنیم. بیاییم گرانی رو به زمین بزنیم و این دفعه دست به دست هم بدیم و گرانی رو تحریم کنیم.

اگر یک ایرانی هستی برای هم نوع و هموطنت اینو بفرست تا همه بخونن و بدونن که همه باهم هستیم .بالاتر از اون ، پیشنهاد میشه این مبحث رو از همین لحظه که می خونید ، توی محافل خصوصی مطرح کنید و با کسانی در میون بذارین که زیاد پیگیر مسائل روز نیستن. براشون مثال بیارید که مثلا : اگر 15 میلیون خانواده بطور متوسط صد هزار تومن توی جیب دلال‌های آجیل بریزن ، همین یک قلم جمعش میشه 1500 میلیارد تومن!
ممکنه وقتی این بحثو با خانواده و قدیمی ترها در میون میذارین، بگن: « حالا کی این کار رو میکنه که ما بکنیم؟ میخوای آبروریزی بشه جلو مهمونا؟» اگه چنین پرسشی مطرح کردن بهشون بگین: «من علاوه بر شما، این بحثو با سایر اعضای خانواده و فامیل و دوستانم مطرح کرده ام و بهشون هم گفته ام که توقع نداشته باشین شب عید که میاین خونه ام ، آجیل بذارم جلوتون.». همینطور بهشون بگین : « یه وقتی هست که من یه میلیون تومن کمک میکنم به یه خانواده . یه وقت هم هست که میخوام 10 هزار تومن پول زور بدم . شما اگه جای من باشین کدوم رو انتخاب میکنین؟»

بهشون یادآوری کنین که تا بحال وحدت عمل نداشته ایم. اگر متحدتر بودیم نتیجه بهتر از اینی می‌بود که الان هست. بهشون بگید همین تفکر «هر کی به فکر خویشه» ما رو به اینجا رسونده .
خلاصه ، حرف ساده است. ولی بیایم وحدت و غیرتمون رو برای یک بار هم که شده نشون بدیم . این کار نه سیاسیه و نه مخل منافع عمومی و ملی .
بیاییم امسال آجیل نخریم و بجاش ، یه نوشته قشنگ روی سفره هفت سین یا میزمون بذاریم که برای چی آجیل نخریده ایم.





:: برچسب‌ها: اقتصاد, دولت, گرانی, آجیل
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ
بهترین ذکربرای رفع گرفتاری‌هادرفرمایشات پیامبر(ص)
نظرات ()

در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و در واقع راه میان‌بری است به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می‌گردد.

در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و در واقع راه میان‌بری است به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می‌گردد.

به گزارش پارس به نقل باشگاه خبرنگاران ،عارف گران قدر، حضرت آیت الله بهجت می فرمایند:«در شداید و گرفتاری‌ها، بهترین ذکر این است که از پیامبر(ص) به ما رسیده که فرموده‌اند: «امان لامتی من الم لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم، لا ملجاء و لامنجا من الله الا الیه.» یعنی «این سخن ایمنی از ناراحتی برای امت من است. هیچ دگرگونی و نیرویی جز به خداوند والا و بزرگ تحقق نمی‌یابد و هیچ پناهگاه و جایگاه نجاتی از خدا جز به سوی خدا نیست.»




:: برچسب‌ها: دعا, رفع گرفتاری‌ها, آیت الله بهجت, ذکر
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ
فانوس...
نظرات ()

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید . مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.(( ، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))  وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید وبه مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا(مسجد)مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
ستایش خدایی را است بلند مرتبه!




:: برچسب‌ها: خانه خدا, شیطان, وسوسه, گناهان
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ٤:٠٢ ‎ب.ظ
جملاتـی آمـوزنده از دکتـر ویـن دایـر
نظرات () | ادامه مطلب...


دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در کشمکش با دنیا
دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."




هر کس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به کسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خود
خواهد دید، چرا که هرکس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.




به هر کاری که دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.







:: برچسب‌ها: جملاتـی آمـوزنده, دکتر وین دایر, اصلاح, راه حل
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ
گاهی لیوان را زمین بگذار
نظرات ()

 
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری
زندگی همین است!       

   




:: برچسب‌ها: مشکلات, افکار, دانشگاه, راه حل
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ
اتفاقات شگرف در شب میلاد رسول الله
نظرات ()

به هنگام میلاد رسول خدا، اتفاقات شگرفى به ظهور رسید و بسیارى از مورخان،از حوادث زیر، مقارن ولادت یاد کرده ‏اند:
1. ایوان کسرى در مداین، لرزید و 13 یا 14 کنگره آن فرو ریخت.
2. آتشکده فارس، پس از هزار سال، خاموش شد.
3. دریاچه ساوه خشک گردید.
4. بت‏ها، همگى به رو درافتادند.
5. نورى درخشش پیدا کرد که فضاى مکه را روشن نمود.
6. شیاطین که تا آن لحظه به عالم بالا راه داشتند و صداى ملائکه را مى‏شنیدند،براى همیشه، طرد شدند.V}تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 55.{V
بیهقى درباره حوادث شب ولادت پیامبر، مى‏نویسد:
«در شب میلاد پیامبر، ایوان کسرى به لرزه درآمد و شکست (ترک) برداشت و چهارده کنگره آن فرو ریخت. آتشکده فارس که پیوسته روشن بود، خاموش شد. دریاچه ساوه خشکید و موبد بزرگ در خواب دید که شتران تنومندى همراه اسب‏هاى عربى، از دجله گذشتند و در سرزمین ایران، پراکنده شدند».V}ابوالفضل بیهقى، دلایل النبوه، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، ج 1، ص 99.{V
ابن شهر آشوب، افزون بر حوادثى که بیهقى گفته، از وقایع دیگرى به نقل ازامام صادق(علیه السلام) یاد مى‏کند که حضرت فرمود: «در هنگام ولادت پیامبر عظیم الشأن، بت‏ها به صورت، به زمین افتادند... پادشاهى نماند؛ مگر آن‏که تاجش واژگون و زبانش در آن روز، بند آمد. کاهنان از دانش خود جدا شدند... در آن شب، نورى از سرزمین حجاز پدید آمد و منتشر شد و تا مشرق، گسترش یافت».V}ابن شهرآشوب، المناقب، ج 1، ص 30.{V
توجه داشته باشیم که برخی از این حوادث معنای دیگری دارد. به عنوان مثال ,می توان گفت که خاموش شدن آتشکده فارس به معنای پیروزی اسلام بر آیین زرتشتی است و به رو افتادن بتها به معنای شکست خوردن بت پرستها است .




:: برچسب‌ها: رسول الله, آتشکده, شیاطین, ایوان کسری
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱
زمان : ۱:٤٥ ‎ب.ظ