خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

21 دسامبر و برج شیطان
نظرات () | ادامه مطلب...

ماجرای برج شیطان در مکه و سایه شیطان بر کعبه
ابراج البیت نام هتلی مجلل در مکه، عربستان سعودی است
سازندگان ساختمان شرکت مجموعة بن لادن السعودیة (متعلق به خانواده اسامه بن لادن) است
معمار آن شرکت دار الهنداسه است.
این هتل با 601 متر ارتفاع، بلندترین برج عربستان، و از نظر حجم (با ۱۵۰۰۰۰۰ مترمربع مساحت) بزرگترین ساختمان جهان خواهد بود.

رقم دقیق هزینه شده برای ساختمان بنا مشخص نیست، اما گمان می‌رود بیش از ۳ میلیارد دلار آمریکا باشد

هتل در مجاور مسجد الحرام قرار دارد، و قابلیت جا دادن ۱۰۰۰۰۰ مهمان را دارد

به تصویر زیر نگاهی بیندازید !!!

این برج درست کنار کعبه در حال ساخت است آیا می دانید که این برج که ابراج البیت نام دارد قرار است چه کار کند ؟


در شب ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ در ساعت ۱۱ و ۱۱ دقیقه روز سایه این برج شیطانی بر کعبه احاطه داشته باشد می دانید یعنی چه ؟

آیا این نیز دلیلی بر احاطه ماسون بر عرب نیست ؟ 
آیا شیطان بر عقاید آنها ریاست میکند ؟
در نوک این برج نمادی وجود دارد که شما فکر می کنید نماد اسلام یعنی ماه است اما خیر این نماد بز بافومت است . که شوالیه های معبدی و فراماسون ها انرا می پرستند .
وبا کمی توجهبه کلمه الله در برج می بینید که الف در وسط کلمه الله نوشته شده است و کسانی که می دانند می فهمند که معنی این کلمه تغییر کرده و معنی ان چیست . ل لا ه و
نماد بز بافومت که در بالای برج ساعت هم استفاده شده است . این نماد در فیلم جمونگ و امپراطور بادها هم به شدت استفاده شده است که فیلم جومونگ هم ساخته دست فراماسون ها است و معنی خود (جومونگ )یعنی: راهب یهودی (چوسان )یعنی :خورشید یهودی (جولبن) یعنی: لبنان یهودی.



علامت تک چشم در بالای {الله اکبر}



نماد تک چشم در فیلم ارباب حلقه ها


دلیل ساخت برجی به این بزرگی در کنار خانه خدا چیست؟؟؟؟ 




:: برچسب‌ها: 2012, برج شیطان, جومونگ, 21 دسامبر
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱
زمان : ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ
در 21 دسامبر چه چیزی انتظار ما را میکشد؟؟؟
نظرات ()

 

آیا سال 2012 آخر دنیاست؟
آیا زمین در خاموشی فرو میرود؟
آیا همه میمیریم؟


سالهاست فراماسونها بر اساس نمادگرایی خاص خود سالی را برای آخرالزمان معرفی کرده اند. قبل از سال 2000 شایعاتی شنیده میشد از جمله اینکه موشک های اتمی فعال میشوند یا اینکه ساعت کامپیوتر ها به هم میریزد، کشور هلند زیر آب میرود، بر اثر انفجار در زرادخانه ها کره زمین از مدار خارج میشود و ... این شایعات آنقدر گسترش پیدا کرد که به هنگام سال نو تمام مسیحیان به کلیسا رفته بودند و دعا میکردند و از شدت ترس میلرزیدند اما آیا اتفاقی افتاد؟؟؟؟ خیر هیچ اتفاقی نیفتاد جالب است بدانید این خیالات و شایعات از طریق فرهنگ سازی وارد هنر هم شد آهنگی را که داریوش به نام سال 2000 خوانده را به یاد دارید؟ در واقع با این کار ذهن مردم را آماده کرده بودند برای اینکه زمین قرار است نابود شود بنابراین وقتی سال بعدش یعنی 2001 به دو کشور عراق و افغانستان حمله شد همه راضی بودند جنگ کجا و نابودی کل دنیا کجا؟ به همین راحتی به مرگ گرفتند که به تب راضی شویم...
دقیقا جریان 2012 هم همین است میگویند  قرار است دنیا نابود شود، ستاره ای به نام یو وی 313 قرار است با زمین برخورد کند(عدد 313 آشنا نیست؟؟) و دنیا در تاریکی فرو رود و... همه و همه ساخته اذهان مسموم افرادی است که میخواهند کنترل دنیا را در دست گیرند اما مطمئن باشید باز هم هیچ اتفاقی نمی افتد ضمنا اگر توجه کرده باشید این افراد تمام تلاش خود را کرده اند تا ما این توهمات را باور کنیم اما چگونه؟ با رسانه با فیلمهای متنوع هالیوودی از جمله:
  Knowing
Postmodern Times Toward 2012
2012 The End of Days
I Am Legend
The eye
2012 Doomsday
Death Race
Count Down to Armageddon
2012 Science or Superstition
Angles and Demons
2012 and Awaking
21 December of 2012
2012 and The Earth was no more
2012
در تمامی این فیلم ها شاهد انحطاط و نابودی هستیم به نحوی که میتوان گفت سال 2012 مساوی است با مرگ.
میبینید همه این فیلم ها که به بخش کوچکی از آنها اشاره شد برای این ساخته شده اند تا ما باور کنیم آنچه را که حقیقت ندارد و حقیقت محض و قدرت محض را فراموش کنیم تا مانند موریانه اعتقادات و باورهایمان را بجوند. آن وقت تسلط بر کسانی که ایمان و اعتقادی ندارند بسیار آسان خواهد بود چرا که باور انسان از خودش بسیار قوی تر است مراقب باورهایتان باشید.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است.




:: برچسب‌ها: 2012, آخرالزمان, هالیوود, ظهور
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : یکشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۱
زمان : ٤:۳٠ ‎ب.ظ
من رفتنی ام!
نظرات () | ادامه مطلب...

کسی اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت: پدر یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟





:: برچسب‌ها: بیمار, مردن, خدا, درمان
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
زمان : ۳:۱٠ ‎ب.ظ
داستان/ شعبده باز گستاخ و امام هادی(ع)
نظرات ()

شعبده بازی از هند نزد متوکل آمد، تردستی های عجیبی از خود نشان داد که متوکل حیران گردید، متوکل که از هر فرصتی می خواست بر ضد امام هادی (علیه السلام) استفاده کند، و با پف کردن ، نور خورشید خدا را خاموش نماید، به شعبده باز گفت : اگر طوری کنی در مجلسی عمومی ، حضرت هادی (علیه السلام) را شرمنده کنی ، هزار اشرفی به تو جایزه می دهم . شعبده باز گفت : سفره غذا را پهن کن و قدری نان تازه نازک در سفره بگذار، و مراکنار آن حضرت بنشان ، به تو قول می دهم که حضرت هادی (علیه السلام) را نزد حاضران ، سرافکنده و شرمنده سازم .

متوکل مغرور، سفره ای با غذاهای رنگارنگ گسترد، و عده ای از رجال را دعوت کرد، از جمله امام هادی (علیه السلام) را ناگزیر کنار آن سفره آورد. مهمانان مشغول خوردن غذا شدند، مقداری نان دراز کرد تا بردارد، هماندم شعبده باز کاری کرد که نان به جانب دیگر پرید، امام هادی (علیه السلام)  دست به طرف نان دیگر دراز کرد، باز آن نان به سوی دیگر پرید، و حاضران خندیدند، این حادثه چند بار تکرار شد و موجب خنده حاضران گردید.

امام هادی (علیه السلام) به توطئه زیر پرده ، آگاه شد، خشمگین گردید، در آنجا متکائی بود که صورت شیر در پارچه آن کشیده بودند، امام هادی (علیه السلام) بر همان صورت دست نهاد و فرمود: قم فخذ هذا: بر خیز و این شعبده باز را بگیر همان صورت به شکل شیری در آمد و به شعبده باز حمله کرد و او را بلعید، سپس به جای اولش ، به همان صورت و نقش شیر در پارچه متکاباز گشت .

متوکل در آن مجلس ، آنچنان ترسید و وحشت زده شد که بی هوش شده و از رو بر زمین افتاد، و حاضران در مجلس از ترس گریختند. بعد متوکل به دست و پای امام هادی (علیه السلام) افتاد و عاجزانه درخواست کرد که کاری کنید آن شعبده باز برگردد، امام هادی (علیه السلام) به او فرمود: این کار نشدنی است، آیا تو دشمنان خدا را می خواهی بر اولیاء خدا مسلط کنی؟

و دیگر آن شعبده باز دیده نشد.

منبع: داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم(علیهم السلام)/ محمد محمدی اشتهاردی




:: برچسب‌ها: امام هادی (ع), چهارده معصوم, شعبده باز, متوکل
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱
زمان : ۱:٠٤ ‎ب.ظ