خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

روش های متوقف کردن غر زدن خانم ها
نظرات ()

مشاور عزیز،

به کمک شما نیاز دارم. من با خدای غرولند ازدواج کـرده ام
و تصور می کنم که حتی برای یک لحظه دیگر هم نمیتوانم
بـا او بـه جر و بحث بپردازم و گله و شکایت ها و آزار و اذیـت
هایش را تحمل کنم. از آن زمانیکه پـایم را در خانه میگذارم
تا زمانی که به رخت خواب می روم، او یـک ریز غر می زند
و متوقف هم نمی شود.

رابــطه ما به آنجایی رسیده است که هیچ گفتگویی با هم
نداریم بجز جر و بحث در مورد کارهایی که من در طول روز،
هـفـتــه، ماه و یا اصلا از ابتدای زندگی مشترکمان، اشتباه انجام داده ام.

شرایط آنقدر بد شده که من حتی از رئیسم تقاضا می کنم که مرا برای اضافه کاری نگه دارد. فکر نمی کنم شما حتی بتوانید فکرش را هم بکنید. من ترجیح می دهم کار کنم تا اینکه به خانه بیایم. تصور شنیدن غر زدن هایش آنقدر استرس زاست که در حین رانندگی از محل کار به سمت خانه دچار سردرد می شوم. میدونم که نباید اینطوری باشه، من باید با خوشحالی محل کارم را به سمت منزل ترک کنم و با اشتیاق کامل نزد همسرم بروم.

پدرم سابق بر این به من گفته بود که خانم ها عادت دارند شکایت کنند و نق بزنند اما متاسفانه من هیچ وقت حرف های او را باور نکردم تا زمانیکه خودم شخصا ازدواج کردم. حتی دوستانم نیز به من می گفتند که همسرانشان نق نقو هستند. آیا این حقیقت دارد که خانم ها به طور طبیعی افراد نق نقویی هستند یا من اونقدر بد شانس هستم که با یک چنین خانمی ازدواج کرده ام؟

رامین، دارای مشکل شنوایی

طوفان مشکلات
اگر زبان همسر شما سریعتر از طوفان می غرد، انگاه شما دارای یک مشکل اساسی هستید: عدم توانایی در برقراری ارتباط با او.

ممکن است از خودتان بپرسید: “این آدم داره در مورد کدوم مشکل ارتباطی صحبت می کنه؟” من فکر می کنم مشکل شما وجود ارتباط بیش از اندازه است، شاید اگر مقداری آنرا کمتر کنید همه چیز درست شود.

در ابتدا، بهترین نظری که به ذهنتان می سرد همین مورد است، اما اگر دقیق تر به مطلب نگاه کنید متوجه می شوید که مشکل شما چیزی جز ارتباط بیش از اندازه نیست. شاید شما دو نفر بیش از اندازه با یکدیگر صحبت کنید، اما زیاد حرف زدن نشان از آن نیست که مشکلات را از راه درست پیگیری می کنید و بهتر است از خودتان بپرسید که آیا اصلا در مورد مشکل مورد نظر بحث می کنید یا خیر.

حقایق را بپذیرید
99% از مشکلات زناشویی از قبیل خیانت، افسردگی، بدرفتاری، آزار و اذیت، و نق زدن به دلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط ایجاد می شود.

آخر بعد از همه این حرف ها، خانم ها هر چند وقت یکبار از خودشان سوال می کنند که “چرا اون نباید از صحبت کردن با من لذت ببره؟” و یا اینکه آقایون از خود سوال می کنند “فکر می کنم که همسرم چندان مجذوب نیست.”  پاسخ به چنین سوالاتی می تواند تمام مشکلات را حل کند اما مشکل اینجاست که ما توانایی سوال پرسیدن (برقراری ارتباط) را نداریم و شاید نمی دانیم که چگونه باید از راه درست وارد شد.

بقیه در ادامه مطلب


حقیقت اینجاست که اگر خانم شما غر می زند به این دلیل است که قصد دارد چیزی را به شما بگوید اما شما گوش شنیدن آنرا ندارید. به همین خاطر به این کار ادامه میدهد تا شما بالاخره به حرف او گوش کنید. البته تمام تقصیرها هم به گردن شما نیست شاید دلیل گوش ندادن شما این باشد که او از راه مناسب وارد نشده.

تنها چیزی که لازم دارید این است که کمی بیشتر بر روی مبحث ارتباط کار کنید تا مجددا خودتان را در دوران ماه عسل ببینید.

راه غلط
یک شب آقا تنها به این خاطر که مطمئن شود همسرش پشت در منتظر اوست، از سر کار خود دیر تر به خانه بر می گردد. قبل از این که این فرصت را پیدا کند که کفش هایش را در بیاورد، خانم از او اینچنین پذیرایی می کند:

خانم: تو واقعا ظالمی، چرا اینقدر دیر کردی؟ می خواستی باز هم از من دوری کنی؟ از دست من خسته شدی، نه؟

آقا: صداتو رو من بلند نکن،  دوباره رفتیم سر خونه اولمون، به من میپری و بعد هم خیلی زود نتیجه گیری میکنی.

خانم: چرا تو می خواهی مثل یک حیوون با من رفتار می کنی؟ نمی تونستی زنگ بزنی بگی برای شام نمیای؟ تو واقعا بی کله هستی.

آقا: (در حالیکه دور می شود)  دست از سرم بردار، خسته ام، می خواهم کمی استراحت کنم.

خانم: چرا تو مثل بچه ها رفتار می کنی؟ درسته! کار دیگه ای جز بیرون رفتن از اتاق که بلد نیستی! میدونی مشکلت چیه؟ انتقاد سازنده رو نمی تونی قبول کنی.

چه چیز اشتباه است؟

چیزی که خانم باید بگوید این است که “نمی تونی انتقاد ویران کننده را بپذیری” به خاطر اینکه حرف هایش کاملا مخرب هستند. به جای اینکه در مورد چیزی که واقعا احساس می کند با یک راه حل منطقی صحبت کند، او با بدنام کردن آقا، خصومت و خشونت خود را بیرون می ریزد. این امر باعث لطمه دیدن همسر می شود.

زمانی که طرف مقابل شما به حالت دفاعی فرو می رود، راه ارتباط مسدود می شود و سبب می شود تا زوجین نتوانند مشکل خود را پی گیری نمایند. بنابراین چه اتفاقی روی می دهد؟ هیچ کس گوش نمی دهد، خانم همان حرف های قدیمی را پیش میکشد و آقا هم تصور می کند که همسرش یک فرد غرغروست. اما اتفاقی که می افتد این است که در این حالت هیچ کس به دیگری توجه نمی کند.

ذهنیت خود را سامان بخشید
پیش از صحبت کردن باید به دقت فکر کنید. چیزی که این خانم و آقا باید بدانند این است که در میان انها یک مشکل ارتباطی در حال رخ دادن است.

زمانیکه به این ادراک دست پیدا کنند، در این زمان با استفاده از تکنیکی که من در زیر به شما معرفی می کنم می توانید کلیه مشکلات حل نشدنی خود را حل و فصل کنید.

تقصیر تو نیست، مشکل از من است
زمانی که می خواهید مشکلی را حل کنید، باید بدانید که پیش از هر چیز چگونه میتوانید آنرا به درستی انتقال دهید تا طرف مقابل آنرا به درستی درک کند و راه بحث منطقی را باز بگذارد.

در مثال بالا خانم به جای اینکه کاری کند که آقا به حالت تدافعی فرو رود و یکدفعه به سمت او حمله ور شود باید با احترام با او صحبت کند. به جای آنکه همیشه بگویید “تو” از ضمیر “من” هم استفاده کنید و یا بگویید “من، خودم.”

اجازه دهید به جملات “تو” یی که خانم در مثال بالا در مقابل آقا استفاده کرده نگاه کوتاهی بیندازیم:

تو واقعا ظالمی
چرا تو با من مثل یک حیوان برخورد می کنی؟
تو مثل یک بچه رفتار می کنی
خیلی راحت هر کسی متوجه می شود که چرا استفاده از جمله های با مظمون “تو” به طرف مقابل به راحتی آسیب می رساند. همانطور که دیدید به محض اینکه خانم از این کلمات استفاده می کند آقا در مقابل او جبهه گیری کرده و به سخنان او گوش نمیدهد.

با استفاده از جملات شامل “تو” شما فرد مقابل را بیرحمانه قضاوت می کنید. اگر از “من” استفاده کنید دیگر نمی توان گفت که شما دیگران را بدون هیچ عذر و بهانه ای در ترازوی قضاوت قرار داده اید.

سیستم “من، خودم”
چرا زبان “من، خودم” اینقدر موثر است؟ به این دلیل که مزایای متعددی هم برای گوینده و هم برای شنونده دارد: آزار و اذیت را از بین می برد، صداقت را زیاد می کند، تنها بر اساس اطلاعات صحیح استنتاج صورت می گیرد، و هر دو طرف دقت بیشتری بر روی گفته های خود کرده و بیشتر سعی می کنند بیندیشند.

خوب، بدون هیچ گونه اتلاف وقتی اجازه دهید تا در مورد سیستم “من، خودم” بیشتر بدانیم، این روش به شما کمک می کند تا بتوانید مکالمه منطقی با همسر خود داشته و هیچ گونه جروبحثی هم نداشته باشید.

این روش دارای 4 بخش می باشد. رفتار شما را شرح می دهد، تعبیر طرف مقابل از رفتار شما را بیان می کند، احساسات و در آخر نتایجی را که از رفتارهای شما میگیرد را برایتان روشن می کند.

در این قسمت می بینید که خانم برای اینکه آقا را وادار به گوش  دادن به حرف هایش کند باید چه چیزی می گفت:

خانم:  عزیزم تو در تمام طول این هفته بدون این که حتی با من کوچکترین تماسی برقرار کنی دیر به خانه آمدی (رفتار) آیا می خواهی از من دور باشی؟ از کنار من بودن خسته شدی؟ یا اینکه با کس دیگری آشنا شده ای (تعبیر)؟

من، احساس می کنم از طرف تو خواسته نمی شوم و از این بابت اصلا خوشحال نیستم. من واقعا آزرده خاطر شده ام ( احساسات) اگر این رفتار ادامه پیدا کند، من دچار عصبانیت و نگرانی خواهم شد.( نتیجه گیری)

آقا: عزیزم، من خودم واقعا شرمنده هستم، هیچ وقت فکر نمی کردم همچین احساسی داشته باشی، من هیچ وقت قصد دوری کردن از تو را ندارم، من واقعا تو را تحسین می کنم و از تو ممنونم، من به دنبال هیچ کس بجز تو نخواهم رفت؛ عزیزم.

من کارهای زیادی دارم که مجبور می شوم بیشتر از محدوده زمان کاری در اداره بمانم و آنها را تکمیل کنم. من واقعا تحت فشار هستم. زمانی که به خانه می آیم، وقتی میخواهم که با خودم خلوت کنم. نمی خواهم تو همچین احساسی نسبت به من داشته باشی و قول می دم که از این به بعد حتی اگر چند دقیقه هم می بایست بیشتر در محل کار خود بمانم به تو حتما اطلاع دهم.

زمان مناسب
در مثال بالا می بینید که مشکل بین این زوج چقدر راحت حل شد. اما استفاده از لغات و کلمات مناسب در حین مکالمه تنها رمز پیروزی نیست.

گاهی اوقات حتی بهترین نمونه های جمله های “من، خودم” اگر در زمان مناسب و با لحن مناسب بیان نشوند تاثیر گذار نخواهند بود. اگر می خواهید از این بابت که فرد مقابل به حرف های شما گوش می دهد مطمئن شوید، باید چند لحظه پیش از شروع کردن به صحبت مکث کنید.

به عنوان مثال اگر خسته و کوفته از سر کار به خانه آمده بودید و همسرتان قصد صحبت کردن با شما را داشت، به این خاطر که وارد جو قضاوت کردن یکدیگر نشوید به او بگویید “عزیزم، من یک روز سخت کاری را پشت سر گذاشته ام، اگر اشکالی نداشته باشد اجازه بده تا ساعتی استراحت کنم و بعد با هم پیرامون این مطلب صحبت خواهیم کرد.” خوشبختانه خانم شرایط شما را درک می کند، البته به آن شرط که شما نیز به قولتان عمل کنید.

به طور کلی آقایون تمایل چندانی به صحبت کردن ندارند. بنابراین اگر خانمتان خواست صحبت کند، باید در یک موقعیت و زمان مناسب این کار را انجام دهید. این مقاله را پرینت بگیرید و از همسرتان تقاضا کنید که آنرا مطالعه کند. دفعه آینده که خواستید تمرین روش “من، خودم” را بکنید، من، خودم، تضمین می کنم که می توانید به راحتی خود را از قضاوت های زنانه برحذر دارید.

      
    
مشاوره و روان درمانی

تجربه کردن در طی زندگی امری معمول است. در هر مقطع زمانی ممکن است شخص جهت شناخت بهتر خود و مواجهه با نگرانی هایش نیازمند کمک یک مشاور یا درمانگر باشد. برای کسانی که بدنبال مشاوره هستند این مطلب مروری کلی بر فرایند مشاوره _ چه انتظاری از مشاور می رود , مسئولیت های مراجع در فرایند مشاوره _ گامهای استفاده بهتر از مشاوره و مشکلات احتمالی که ممکن است در طی مشاوره ایجاد شوند را فراهم می سازد.

مشاوره چیست؟

به زبان ساده, مشاوره عبارت از هر نوع ارتباطی است که در آن یک شخص به شخص دیگر برای فهم بهتر خود و حل و فصل مشکلاتش کمک می کند. دوستان و بستگان نوعی مشاوره ارائه می دهند, همین طور افراد مذهبی, راهنمایان تحصیلی, معلمان و خیلی از افراد دیگر نیز همین کار را می‌کنند. کارشناسان دفاتر مشاوره بدلیل آموزش وسیع خود در روان شناسی و رفتار انسانی مشاوره هایی متفاوت با دیگران ارائه میدهند.  آنها تجارب وسیعی در ایجاد روابط یاورانه و در کار با مشکلات مختلف دارند.

روان درمانی

روان درمانی چیست؟

روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود که در آن مشکلات روانی و عاطفی از طریق بیان مشکلات به یک درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانایی مقابله تن کمک می کند.

     اهداف روان درمانی عبارتند از:

-               تغییر الگوهای آسیب زای رفتاری

-                    بهبود احساس ارزشمندی

-                    حل و فصل تعارضها

روان درمانی به یاد گرفتن در مورد خودتان کمک می کند. در بعضی از موارد، شما یاد می گیرید که چگونه گذشته را درک کرده و با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته از پاسخهایتان که مشکلاتی را در زندگی شما ایجاد می کنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را یاد می گیرید.

    چگونه یک درمانگر انتخاب کنم؟

درمانگر شما باید شخصی باشد که در حضور او احساس آرامش کنید. درمانگرها شامل افراد زیر هستند:

روان پزشکان، روان شناسان، پرستاران روانپزشکی، مددکاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. بسیاری از مردم از اشخاصی که عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را بدست می آورند. این اشخاص عبارتند از:

-                                   دوستان

-                                  اعضای خانواده

-                                 پزشکان

حتی با وجود کمک گرفتن از دیگران هم، پیدا کردن یک درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. مراقب باشید درمانگران زیادی وجود دارند که صلاحیت کافی برای این کار ندارند. مطمئن باشید شخصی که شما به عنوان یک درمانگر انتخاب می کنید، حتماً دارای مجوز کار باشد و اعتبار کافی برای این امر داشته باشد.

ممکن است که شما قبل از اینکه یک درمانگر انتخاب کنید، با درمانگران زیادی صحبت کنید. هنگامی که با اولین درمانگر ملاقات می کنید، درباره مطالب زیر از او بپرسید:

-               حق الزحمه

-              نوع درمانی که او برای شما بکار می برد

-              مجوز قانونی کار مخصوص درمانگران

به همان اندازه که شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می کنید، انتظار دارید که به همان اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت کند. به مسائل زیر  با دقت توجه کنید:

-        چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار می کند.

-        به چه نحوی شنونده سخنان شماست.

درجه راحت بودن شما با درمانگر

داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است اگر درمانگر دارای صفاتی است که فکر می کنیدآن صفات نخواهد گذاشت احساسات خود را براحتی بیان کرده و یا به درمانگرتان اعتماد کنید.، بهتر خواهد بود که درمانگر دیگری انتخاب نمایید.

در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد  کنید. از احساسات خود به عنوان یک راهنما جهت تصمیم گیری در مورد ادامه کار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده کنید.

به محض پیدا کردن شخصی که در حضور او احساس آرامش می کنید، ضمن گشودن دریچه های ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا کنید. رک و صریح بودن در امر درمان نکته ای بسیار مهم است.

     چه نوع از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟

امروزه انواع بسیاری از درمانها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی که متداول تر است، عبارتند از:

-    رفتار درمانی شناختی:

درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده کمک می کند. این درمان به شما در تشخیص روشهای فکری نادرست کمک می کند. شما الگوهای رفتاری و فکری جدیدی پیدا خواهید کرد که شما را به سوی زندگی سالم تر رهنمون می شود.

      درمان متمرکز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود):

درمانگر به حرفهای شما گوش می دهد و به شما در فهمیدن بهتر احساسات کمک
می کند.

روانکاوی:

درمانگر با هدف کشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران کودکی به شما گوش می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته چهار بار یا بیشتر برای چندین سال باید ملاقات کنید.

  روان درمانی پویشی

در این روش درمانگر بدون استفاده از روانکاوی رسمی, احساسات ناخود آگاه شما را به آگاهی آورده و آن را تعبیر و تفسیر می کند.

این نوع درمان, اغلب متضمن این است که هر چه به ذهنتان می آید, بگویید. (تداعی آزاد).

  پسیکودرام (نقش گذاری روانی):

از این نوع درمان  برای بیان احساسات پنهان استفاده می شود. از شما خواسته می شود که در نقش مردم مختلفی که در زندگیتان وجود دارند, بازی کنید و خود را به جای آنان قرار دهید. این روش هم می تواند به صورت گروهی انجام شود و هم به صورت دو نفره.

  مشاوره زناشویی:

درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می کند و به آنها در فائق آمدن بر مشکلات زندگییتان کمک می کند. هر دو نفر (زن و شوهر), برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می کنند. گاهی اوقات  زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی برچگونگی تغییر رفتارشان می نویسند.

   روان درمانی خانواده:

این شکل روان درمانی به جای توجه به تک تک اعضاء, خانواده را به عنوان یک کل مورد توجه قرار می دهد. این روش بر این عقیده استوار است که شخص مشکل دار را جدای از محیط خانوادگی اش نمی توان شناخت.

درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می کند. روان درمانی خانواده اغلب برای خانواده هایی که بچه هایی با مشکلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی که با سوء استفاده جنسی, بیماری های خطرناک و سایر حوادث آسیب زا مواجهند, مناسب می باشد.

گروه درمانی (روان درمانی گروهی )

یک گروه حدوداً از هشت نفر که مشکلات یکسانی دارند و به طور منظم با درمانگر ملاقات
می کنند, تشکیل می شود. آنان در مورد مشکلاتشان با یکدیگر و با درمانگر مذاکره می کنند. گروه درمانی بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشکلات شخصیتی, استفاده از الکل و مواد مخدر, اختلالات در خوردن و انواع مشخصی از افسردگی کاربرد دارد.

      روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟

ممکن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بکشد. این مسئله بستگی به وسعت مشکلات شما و اهدافی که در معالجه تان مد نظر است, دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینکه چه مدت تحت درمان قرار بگیرید, تصمیم بگیرید. شما, (نه درمانگر), تصمیماتی که می گیرید, بر روی زندگیتان تاثیر مهمی دارد.

مشاور و شما       

از مشاور خود چه انتظاری می توانید داشته باشید

شما می توانید انتظار کسی را داشته باشید که با علاقه به دل مشغولی های شما گوش کرده و کمک می‌کند تا درک بهتری از آنها داشته باشید و بنابراین بتوانید با راحتی و کارآمدی بیشتری با مشکلاتتان مواجه شوید. مشاورتان با جدیت به (مشکلات) شما پرداخته و مایل است شما با آزادی و بطور صریح مسائل مورد علاقه خود را مطرح سازید. مشاور از شما سئوالاتی را در مورد خودتان بصورت مستقیم و مشخص خواهد پرسید. از آنجا که مشاوران عقاید مختلفی در مورد نحوه تغییر مردم دارند, آنها از نظر میزان صحبت کردن در جلسات, تکالیفی که از شما خواهند خواست و تمرکزشان بر موضوعات با همدیگر فرق می کنند. اگر می خواهید بدانید که در جلسات مشاوره چه چیزی خواهد گذشت به طریق مختلف در آن باره بپرسید. مشاوران مهارت یا دانش «جادویی» ندارند و نمی توانند بطور مستقیم مشکلات شما را حل و فصل نمایند. مشاور می خواهد که با شما کار کند ولی آنچه را که خودتان می توانید انجام دهید, برای شما انجام نخواهد داد. به استثنای پیشامدهای غیر معمول (از قبیل خطر خودکشی) مشاور در رابطه با مسائل بیان شده از جانب شما به شدت راز دار خواهد بود و در موارد استثنایی فوق الذکر نیز موضوع را به صورت صریح با شما در میان خواهد گذاشت.


مسئولیتهای شما در مشاوره

مسئولیتهای اصلی شما در مشاوره عبارت هستند از شرکت منظم در جلسات برنامه ریزی شده, صحبت رُک و صریح در مورد آنچه که شما را رنج می دهد و انجام تکالیف منزل که توسط مشاور از شما خواسته می شود. انتظار بر این است که اگر قادر به عمل به تکالیف فوق نباشید, موضوع را با مشاور در جریان بگذارید.

اغلب مشاوران از شما می خواهند که چیزی جدید یا «رویکردی متفاوت» را امتحان کنید. یک چیز دیگر که مشاورتان از شما انتظار دارد این است که آماده آزمایش و تلاش برای انجام کارها باشید. بدون اینکه سعی در نتیجه گیری شتابزده داشته باشید. همچنین انتظار می رود که در صورت حل مشکلاتتان موضوع را به اطلاع مشاور خود برسانید و البته اگر پیشرفتی نیز در خود مشاهده نکردید, مشاورتان را مطلع سازید. این موضوع بسیار مهم است، مشاورتان به شدت خواهان بهره گیری شما از مشاوره است.

مشکلات معمول در مشاوره

یکی از گامهای مشکل در مشاوره زمانی است که شما برای اولین بار یک مشاور را ملاقات می‌کنید. تصمیم به رفتن برای مشاوره، گام اول در فرایند تغییر است. وقتی این تصمیم را گرفتید ساز و کار تغییر به جریان خواهد افتاد. در فرایند تغییر نحوه تفکر, احساس یا رفتار خود, باید بکوشید تا شیوه های جدید انجام کارها را امتحان نمائید. این ممکن است شما را مضطرب یا ناکام کند. همچنین در طی مشاوره امکان دارد به این نتیجه برسید که چیزهایی که قبلاً شما آنها را فقط به صورت مثبت یا منفی می دیدید, کاملاً متفاوت هستند. چالش یا محدودیت های مذکور نیز ممکن است در شما احساس ناکامی بوجود آورد, اما با پذیرش و تمرین متوجه می شوید که قادر به برطرف کردن محدودیت ها و نقاط ضعف خود بوده و جنبه هایی  جدید و مهیج در خود, خواهید یافت.

گامهای آماده شدن برای بهره بردن از مشاوره

_ آماده تمرکز بر مشکل یا موضوع خاصی باشید.

_ آماده (رفتن به) جلسات مشاوره باشید.

_ به جلسات مشاوره ای خود توجه کرده و نقش فعالی در آن داشته باشید.

_ تکالیف منزل خود را انجام دهید (یا حداقل سعی خود را بکنید).

_ اگر احساس می کنید از مشاوره سود نمی برید, موضوع را به مشاور خود بگوئید
 




:: برچسب‌ها: خانم, رابطه, ازدواج, نق
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : پنجشنبه ٦ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱:٤٩ ‎ب.ظ