خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

فروش اینترنتی مواد
نظرات ()

ظهر است و رامین در یکی از قهوه خانه های جنوب شهر تهران با هر پکی که به قلیان می زند مانند جنگجوی فاتحی که از نبردی طولانی بازگشته گوشه یی از خاطرات حرفه یی خود را بیان می کند. این خاطرات بیشتر اوقات با لبخندی همراه است و گهگاهی با عصبانیتی که ناشی از یادآوری بی احتیاطی ها یا نامردی و گهگاه رقبا است. این بخش از خاطرات به سال های زندان یا از بین رفتن جنس ها به سبب حضور ماموران پلیس اختصاص دارد.
رامین ۲۷ ساله است؛ کمی لاغر، سیاه چرده و قدی به نسبت بلند و در مجموع قیافه یی شبیه بچه درس خوان ها دارد که البته تلاش می کند با لباس های مارک دار و ساعت گران قیمتش کمی از این حالت کم کند، هر چند او فقط هشت سال به مدرسه رفته است. سال های پس از مدرسه را کار کرده است؛ از آهنگری تا کفاشی، خیاطی و حتی روفوگری قالی که حرفه یی منسوخ شده در تهران به شمار می آید. آخرین شغل او خرید و فروش تریاک است؛ فقط تریاک، چرا که از نزدیک نیروی مخرب هروئین را دیده است. دایی اش تریاکی بود و زندگی اش را می کرد اما از وقتی به هروئین روی آورد از بین رفت.
رامین مصرف مواد را هیچ گاه تجربه نکرده است؛ «من فکر می کنم کاسب- اصطلاحی که برای فروشندگان خرد مواد مخدر به کار می رود- خودش نباید این کاره باشد. وقتی خودت مصرف کننده یی ناگزیر تا آخر عمرت در همین حد باقی می مانی چون تمام درآمدت صرف مصرفت می شود.» با چنین فلسفه یی رامین شش سال پس از خرده فروشی مواد، پژو ۲۰۶ سوار می شود، لباس های گران قیمت می پوشد و اخیراً خانه یی ۱۰۰ متری در یکی از مناطق شمالی تهران خریداری کرده است. او تمام دارایی فعلی اش را سود ناشی از تجارت مواد نمی داند اما اعتراف می کند بخش اعظمی از این ثروت را مدیون این حرفه است.
ثروتمند شدن رویای مشترک و تباه هزاران جوانی است که هر ساله به طرق مختلف جذب باندهای قاچاق مواد مخدر یا دیگر محصولات می شوند. چندی قبل پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ اعلام کرد در طول یک ماه، ۱۶۴ خرده فروش مواد مخدر زیر ۱۸ سال و ۸۰ خرده فروش ۱۹ ساله دستگیر شده اند. ۹۷۵ نفر دیگر از دستگیرشدگان ۲۰ تا ۲۵ سال، یک هزار و ۱۶۳ نفر از آنها بین ۲۵ تا ۳۰ سال و ۸۰۴ نفر فقط ۳۰ تا ۳۵ سال سن داشتند.
در این ماه در مجموع چهار هزار و ۶۹۲ خرده فروش و حامل مواد مخدر از سوی پلیس تهران دستگیر شده اند. سرمایه اغلب این افراد برای کارشان قابل دسترس ترین چیز ممکن است، جان شان یا سال های زیادی از عمر که شاید در پشت میله های زندان سپری شود، اما با این وجود آنها می آیند، با این وسوسه که یک شبه پولدار شوند، هرچند فقط تعداد اندکی موفق می شوند.
بخش زیادی از این افراد در جریان فعالیت، خود به یک معتاد تبدیل می شوند، بخش دیگری توسط پلیس دستگیر و عده یی هم در نزاع میان باندهای مختلف به خودی خود از چرخه فعالیت خارج می شوند و در این بین فقط تعداد اندکی می مانند که می توانند با پیشرفت در فعالیت به مرتبه های بالاتری از زندگی دست پیدا کنند یا آن گونه که رامین می گوید؛ «از بیغوله های جنوب شهر به بهشت بالای شهر تهران برسند.»
البته این رویا با توجه به سودهای کلان خفته در خرید و فروش مواد مخدر چندان هم بیراه نیست. با استناد به گفته های سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران که آبان ماه سال گذشته و در حاشیه نمایشگاه پلیس ایران مطرح شد گردش مالی قاچاق مواد مخدر بیش از دو میلیارد دلار در سال است که بخش عمده یی از این رقم در بازار خرده فروشی جابه جا می شود.برآورد رسمی و مورد توافق دستگاه های مرتبط با مواد مخدر ایران نشان می دهد این بازارها به صورت میانگین ۵/۱ میلیون نفر معتاد را تغذیه می کنند. از این تعداد ۲۳۰ هزار نفر در تهران سکونت دارند که ۱۵۰ هزار نفر معتاد و ۸۰ هزار نفر نیز به صورت تفننی مواد مصرف می کنند.
این معتادان تمامی نیازهای خود را از مراکز و افراد مشخصی در شهرهای مختلف تامین می کنند. تاکنون آمار مشخصی از تعداد این مراکز توسط پلیس منتشر نشده است اما سال گذشته فرمانده مبارزه با مواد مخدر پلیس تهران در جریان اجرای طرح امنیت اجتماعی که بخشی از آن به برخورد با فروشندگان مواد مخدر اختصاص داشت از پاکسازی ۱۵۰ نقطه آلوده در مرحله اول اجرای این طرح خبر داد.
در جریان یکی از این عملیات ها بود که رامین نیز برای چندمین بار دستگیر شد اما از آنجا که او را بدون مدرک جرم و فقط براساس اطلاعات محلی بازداشت کرده بودند قاضی پرونده پس از چند روز وی را آزاد کرد. البته فروشندگان مواد مخدر همیشه اینقدر خوش شانس نیستند، در میان پرونده های پلیس موارد زیادی دیده شده که بازداشت شدگان پس از ماه ها تعقیب و مراقبت دستگیر و روانه زندان های بلندمدت شده اند. این خطر به خصوص فروشندگان بزرگ تهران را بیشتر تهدید می کند، هرچند رامین که خود نیز در یکی از این مراکز محل ثابتی دارد، می گوید؛ « بالاخره ما هم بعد از مدت ها یاد گرفته ایم که چگونه خطر را به حداقل برسانیم.» برخورد با خرده فروشان نیز عمدتاً طی عملیات هر ساله توسط پلیس و در قالب طرح های ضربتی صورت می گیرد.
در این عملیات معمولاً پلیس با هجوم یکباره به مراکز پخش یا پارک هایی که در تهران یا سایر شهرها به مراکز مبادله معروف هستند نسبت به بازداشت توزیع کنندگان مواد اقدام می کند. یک افسر پلیس معتقد است؛ «متاسفانه این شیوه کارایی خود را از دست داده است.» این سروان تحصیلکرده در دانشکده افسری پس از سال ها فعالیت در عرصه مبارزه با مواد مخدر و شرکت در ده ها طرح ضربتی معتقد است؛ «معمولاً در این برخوردها خرده فروشان بسیار جزء یا افرادی که برای فروشندگان کار می کنند بازداشت و پس از چند روز نیز توسط قضات آزاد می شوند.»
آنها پس از آزادی مجدد به سر کارهای خود بازمی گردند و این بازگشت بیشتر به علت نیازی است که برای مصرف دارند. یک افسر پلیس این افراد را «بردگان مواد» توصیف می کند. رامین پس از روشن کردن اتومبیلش توصیف به کار رفته را هنرمندانه می داند. او ماموران زیادی را می شناسد، کسانی که او یا همکارانش را بازداشت کرده اند.برای او ماموران دو دسته اند؛ مامورانی که خیلی باهوشند و سختگیر و مامورانی که می توان آنها را آسان گیر خطاب کرد.
بنابراین او معتقد است در مجموع پلیس ایران را در امر مبارزه با مواد مخدر باید کوشا و سالم دانست هرچند «همیشه و همه جا موارد ناقض هم پیدا می شود». مبارزه با مواد مخدر به خصوص پس از پیروزی انقلاب سال ۵۷ همواره به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست های جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده است. اما با این وجود ظرف تمامی این سال ها و به رغم افزایش روزانه میزان کشفیات مواد مخدر از سوی نیروهای امنیتی دستیابی به انواع مخدرها سخت تر نشده است.
در خردادماه سال ۱۳۸۴ دبیر اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر میانگین زمان لازم برای دستیابی به انواع مخدرها در هر نقطه از کشور را ۲۲ دقیقه اعلام کرد. علی هاشمی که مدعی بود این رقم پس از یک مطالعه ملی به دست آمده است اضافه کرد این زمان در سال های قبل بسیار طولانی بوده است. برخلاف تصور، رئیس وقت مبارزه با مواد مخدر ایران از این کاهش زمان دستیابی نه به عنوان نشانه یی از قدرت باندهای قاچاق در کشور وهمچنین افزایش وسوسه پولدار شدن از راه قاچاق بلکه به عنوان دلیلی برای تبلیغ رویکرد خود در راستای مبارزه با اعتیاد از طریق کنترل مصرف استفاده کرد؛ رویکردی که هرچند از سوی سردار ابویی فرمانده سابق پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران و معاون فعلی ستاد مبارزه با قاچاق کالا تایید می شود اما ضعف های آن نیز این گونه عنوان می شود که «اشکال این رویکرد در تک بعدی بودن آن است.»
ابویی معتقد است مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد در ایران بدون توجه به نفوذ باندهای عمده و خرده فروشی عقیم است. او می گوید اگرچه ایران در تمامی این سال ها بزرگ ترین مبارزه کننده با مواد مخدر در جهان بوده است اما در سطح خرد آن گونه که باید موفق عمل نکرده است.
ابویی البته یکی از دلایل عمده این امر را نیز همسایگی با کشور افغانستان و مشکلات اقتصادی عنوان می کند. هم اکنون خرده فروشی مخدرها در تهران در چندین سطح صورت می گیرد. در رایج ترین روش خریدارها و فروشنده ها با استقرار در اماکن خاصی که معمولاً برای مردم عادی نیز شناخته شده است اقدام به مبادله می کنند.
«خاک سفید» به عنوان مشهورترین این اماکن چند سال قبل توسط پلیس تهران پاکسازی شد اما با این وجود با سرعت باورنکردنی مکان هایی چون «هشت متری طوس»، «پارک شهر»، «زیر پل سیدخندان»، «میدان امام حسین» و ده ها محله دیگر جای «خاک سفید» را پر کردند.
در روش دیگری که اخیراً پرطرفدار شده است فروشندگان مواد که معمولاً به عنوان «کاسب» نامیده می شوند با در اختیار گذاشتن شماره تلفن به مشتریان خود خدمات می دهند. حسن این روش در شناخته نشدن و عیبش در به همراه داشتن مواد یا مدرک جرم به هنگام تحویل جنس است. این روش به همراه خرید و فروش اینترنتی معمولاً در شمال شهر تهران از استقبال بیشتری برخوردار است. به هر حال آنچه در این عرصه در حال وقوع است قبول ریسک بازداشت از سوی جوانان با رویای پولدار شدن است. این نکته باعث شده برخلاف سال های قبل، شاهد نسل «کاسب هایی» بعضاً تحصیلکرده با رفتار مودبانه و پوشش های مد روز و گران قیمت در خیابان ها باشیم که با خودروهای مخصوص طبقه های متوسط و حتی بالاتر کالاهای خود را به مصرف کننده می رسانند.
رامین در حین بیرون انداختن سیم کارتی که شماره اش در اختیارم بود آخرین جمله اش را می گوید؛ «وقتی که دست زیاد می شود بهترین کار دست و پا کردن مشتری های ثابت است و برای این کار باید به خواسته های آنها با دقت گوش داد.» جنس خوب، مبادله تمیز، تابلو نکردن و رفتار متناسب با شأن مصرف کننده. رامین حدود یک سال است که تمام درآمدش را از طریق ۳۰۰-۲۰۰ مشتری ثابتش تامین می کند.هر چند او در اعماق قلبش می داند که سرانجام روزی به دام خواهد افتاد.

مهدی افروزمنش



:: برچسب‌ها: اینترنتی, فروش, پلیس, جنوب
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱:۳۱ ‎ب.ظ