خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

وقتی‌که خشم ما را تسخیر می‌کند
نظرات ()

هموطن- وقتی که جسم شما آماده انفجار است چه کسی مایل است خودش را کنترل کند؟ چرا به جای کنترل و تسلط بر خود عصبانی می‌شویم؟ چون مغز ما در تسخیر خشم است.
احساسی تلخ و عذاب‌آور است. خشم، افراد را مضطرب، نگران، اسیر و ناراحت می‌کند. پس بنابراین چرا بعضی افراد به دنبال خشم هستند؟ چطور ممکن است کسی به خشم و غضب خود وابسته شود؟

هجوم خشم: در واقع همان احساس فیزیکی نیرومندی است که همراه با عصبانیت بروز می‌کند. این هجوم نتیجه واکنش (ستیزگریز) طبیعی بدن در مقابل خطر است. افزایش و هجوم ناگهانی آدرنالین، افزایش ضربان قلب، نفس‌های تند و پی‌درپی و انقباض ماهیچه‌ها خشم و غضب بدن را فعال می‌کند.
افزایش ترشح آدرنالین می‌تواند موجب احساس توانایی در شما باشد و در یک روز کسالت‌آور خسته‌کننده، شور و هیجان همراه خود بیاورد.
وقتی که جسم شما آماده انفجار است چه کسی مایل است خودش را کنترل کند؟ چرا به جای کنترل و تسلط بر خود عصبانی می‌شویم؟ بعضی افراد تندخو کاملا کنترل خشم خود را از دست می‌دهند، آنها دچار خشم و غضب کورکورانه و یا جنون خشم می‌شوند.
در واقع مغزشان سرشار از خشم می‌شود، برای مدتی مغزشان از کار می‌افتد و جریان داخل آن بسته شده و درست مثل افرادی که دچار خشم کورکورانه هستند قادرند در حین عصبانیت خود و دیگران را بکشند. هجوم خشم یکی از جذابیت‌های نهفته خشم است، در حقیقت ترک این حالت و اوج تحرک و قدرت می‌تواند همانند ترک موادمخدر دشوار باشد.
فقدان تسلط بر خود افتادن در دام خشم آسان است زمانی که شخص اسیر این دام شود عصبانیت تنها احساسی است که شخص به وفور آن را با خود دارد. در این حالت افراد برای احساس لذت- هیجان و سرزندگی خود- به خشم نیاز پیدا می‌کنند. هنگامی که خشم بر آنها غلبه می‌کند، از دست دادن تسلط و کنترل خود را لمس می‌کنند و در این حالت برده و اسیر خشم خود می‌شوند.مشکل و مسئله اصلی هر نوع اعتیاد از دست دادن کنترل خود است.
نشانه‌های اعتیاد به خشم
در ادامه فهرست، سؤالاتی را که به شما کمک می‌کند تشخیص دهید به خشم معتاد هستید یا خیر مرور می‌کنیم.
* من به دنبال بهانه و دلیلی برای عصبانی‌شدن هستم.
* وقتی عصبانی نمی‌شوم حوصله‌ام سر می‌رود.
* دوست دارم درست و حسابی دعوا کنم.
* به نظر می‌رسد در مواقعی خشم بر من تسلط دارد.
* من از خشم برای دوری از مسائل ومشکلات زندگی استفاده می‌کنم. * حالا بیشتر از قبل عصبانی می‌شوم.
* روز به روز دعواها و نزاع‌هایم وخیم‌تر می‌شود. با صدایی بلندتر، زمانی بیشتر و با خشونت بیشتر رفتار می‌کنم.
* من به خودم قول می‌دهم خشم خود را کنترل کنم اما به قول خود وفا نمی‌کنم.
* من به خاطر وقتی که صرف خشم خود می‌کنم نگران هستم.
* مرتب دنبال بهانه‌ای برای عصبانیت هستم.
* اغلب بعد از اینکه از کوره در می‌روم احساس گناه می‌کنم.
* بعضی اوقات فراموش می‌کنم در موقع عصبانیت چه کار می‌کنم و یا چه می‌گویم.
* احساس می‌کنم به خشم خود معتادم.
حتی اگر به یکی از این پرسش‌ها پاسخ مثبت بدهیم خشم در زندگی شما یک معضل است. در صورتی که به تعدادی از آنها جواب مثبت بدهید مشکل جدی دارید. هر چه تعداد جواب‌های مثبت شما بیشتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که از نظر روانشناسی به خشم معتاد باشید.

افزایش مشکلات:
خشم اعتیادآور مشکلات زیادی به وجود می‌آورد، سرلوحه این فهرست مشکلات مالی نظیر پرداخت جریمه به منظور جایگزینی اشیاء آسیب دیده و شکسته در طول یک دعواست. مشکلات جسمانی نظیر بیماری‌های قلبی، جراحات و استخوان‌های شکسته به خاطر مشت‌زدن به اشیاء و اشخاص، مشکلات خانوادگی، نظیر متارکه و خصومت‌ها منجر به بروز مشکلات حقوقی نظیر بدرفتاری‌های خانوادگی و قرار منع موقت می‌شود. مشکلات مربوط به کار و مدرسه همانند دریافت اخطار و تعلیق از کار است. مشکلات اجتماعی شامل از دست دادن دوستان و نزاع با آشنایان است. همچنین ممکن است فرد به تدریج ارزش‌های خود را نیز با رنجاندن افراد مورد علاقه و برخورد ناشایست زیر پا بگذارد. بدتر از همه اینکه خشم لفظی و زبانی می‌تواند به خشونت فیزیکی منجر شود و با گذشت زمان این مشکلات وخیم‌تر می‌شود. یک اختلاف‌نظر ساده میان دوستان به حالت «دیگر با او صحبت نخواهیم کرد»تبدیل خواهد شد، به داد و بیداد و هل دادن و سپس به زد و خورد مبدل می‌شود. مشکلات همانند برگ‌های درختان در روزی پاییزی جمع خواهند شد، این توده بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد تا بالاخره شخص عصبی و تندخو اقرار کند که مشکل اساسی دارد.

حالات افراطی:
بعضی از معتادان به خشم بدون حساب و کتاب از خشم خود استفاده می‌کنند. آنها به طور مرتب عصبانی نمی‌شوند اما اگر عصبانی شوند باید مراقب باشید! چون در آن صورت خشم بی‌حد و پایان آنها ساعت‌ها یا روزها ممکن است طول بکشد، چرا که از نظر آنها دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد و فقط باید آن‌قدر دعوا کنی تا از نفس بیفتی، آن‌قدر جیغ بزنی تا از صدا بیفتی!

حالات تثبیت شده:
بعضی از معتادان به خشم ترجیح می‌دهند هرروز از میزان ثابتی خشم استفاده کنند، ممکن است هر روز عصبانی شوند اما نه به میزان حالت افراطی. این گروه همیشه در زندگی افرادی نق‌نقو، بدبین و طعنه زن هستند. اگر افراد گروه حالت قبل طوفان تندی هستند افراد تندخود در این حالت روزهای پیاپی بارانی هستند در ضمن بعضی از افراد عصبی هر دو حالت را دارند، آنها عموما خشمگین هستند. مثل افراد عصبی ثابت درعین حال بی‌حساب و کتاب رفتار می‌کنند. این گروه با بیشترین مشکلات روبه‌رو هستند آنها در طول زندگی روزمره خود فقط از حالت خشمگین به حالت «خروشان و غضبناک» تغییر حالت می‌دهند.

راه نجات و رهایی:
آرامش، خویشتن‌داری و اراده برای انتخاب مسیر. اگر شما به خشم معتاد هستید حالا وقت عمل است به چه میزان باید خود را تغییر دهید؟ آیا آماده‌اید تمامی گام‌های لازم برای ترک این اعتیاد را بردارید؟ آیا قصد دارید رد پای هجوم خشم را از بین ببرید و وسیله بهتری جایگزین آن کنید؟
 




:: برچسب‌ها: خشم, تسخیر, مسیر, افراط
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٢:٠٩ ‎ب.ظ