خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

امان از بچه های‌حرف نشنو
نظرات ()

والدین در بسیاری از مواقع احساس می‌کنند فرزندشان به حرف آنها گوش نمی‌دهد و کنترلی بر رفتار و اعمالش ندارند. «با او سختگیرتر باش» ، «کامپیوتر را از او بگیر»، «او را به حال خود بگذار» و... همگی مواردی هستند که اطرافیان از روی مهربانی به شما تذکر می‌دهند. آنها فرزند غیرقابل کنترل شما را با زمانی که خودشان فرزندان کوچک داشتند ، مقایسه کرده و نصایحی می‌کنند.
اما مساله این است که شرایط زندگی در زمان حال چه در خصوص بزرگسالان و چه در خصوص کودکان با زمان گذشته و نسل قبل تفاوت‌های بزرگی کرده است.از عواملی که موجب بروز رفتارهای غیرقابل کنترل از جانب کودکان می‌شود می‌توان به استرس‌های خارجی ایجاد شده در محیط و خلق و خو اشاره کرد؛ اما آنچه ما در این بخش قصد داریم بیشتر مورد بررسی قرار دهیم، استرس‌های خارجی است که موجب بروز رفتارهای غیرقابل کنترل کودک می‌شود.
کارشناسان معتقدند مهم‌ترین عاملی که موجب بروز ناآرامی‌ای که به انواع لجبازی و بدرفتاری و عدم اطاعت کودک منجر می‌شود ناشی از شرایط و رفتارهایی است که محیط اطراف کودک را احاطه کرده است.
بسیاری از خانواده‌ها در دنیای امروز دچار بحران هستند. پیشرفت فناوری به ظاهر جهان و زندگی را راحت‌تر کرده اما در واقع در مواردی زیبایی را از آن گرفته است.
این‌که در جهان امروز به ظاهر والدین از حقوق یکسان برخوردار باشند شعار زیبایی است، اما وقتی پدر و مادر هر دو ساعات طولانی را بیرون از منزل کار کنند تا بتوانند از پس هزینه‌ها و قسط لوازم به ظاهر لوکس منزل که شاید واقعا چندان مورد نیاز هم نباشند برآیند، شاید در ظاهر نشانگر تقسیم برابر کار میان هر دو نفر باشد اما در عین‌حال تولید استرس نیز می‌کند.
در واقع ما به فرزندان خود زبان استرس را می‌آموزیم. وقتی مرتب در حال اضطراب و عجله و نارضایتی هستیم، نخواهیم توانست به آنها مهارت‌های ارتباطی صحیح و چگونگی ابراز درست احساساتشان را بیاموزیم و نتیجه این است که رفتار آنها از نظر ما بد و غیرقابل کنترل خواهد شد.
● بزرگ شدن توسط یکی از والدین‌
بسیاری از والدین که به تنهایی فرزندان خود را بزرگ می‌کنند، توانایی کامل در انتقال محبت در عین برقراری و استفاده از تدبیر در رابطه را ندارند. بسیاری نیز به‌واسطه اتفاقات و جدایی‌های سریع مانند طلاق یا مرگ همسر، از نظر روحی و عاطفی تحت فشار و استرس هستند.
در چنین شرایطی اصولا کودکان بیشتر دچار مشکلات رفتاری و غیرقابل کنترل بودن می‌شوند. بویژه اگر دچار مشکلات مالی هم باشند و ارزش‌های معنوی نیز در خانواده تقویت نشود. زیرا احساس حمایت روحی و عاطفی کمتری کرده و بیشتر به طرف ناهنجاری‌ها و کجروی‌ها کشیده می‌شوند.
● افزایش توقعات‌
ما از کودکانمان توقع داریم مانند بزرگسالان رفتار کنند. گاهی اوقات در این راه نیز از تشویق یا قراردادن محدودیت‌هایی ماورای ظرفیت آنها استفاده می‌کنیم. گاهی اوقات از فرزندمان که در کلاس سوم است می‌خواهیم مانند خواهر یا برادر کوچکترش که کلاس اولی است نمره‌های عالی بیاورد و همواره شاگرد اول باشد. گاهی اوقات از او می‌خواهیم تکالیف خواهر یا برادر کوچکترش را نیز تصحیح کند یا قبل از این‌که مادر از سر کار به منزل برسد، شام را نیز آماده کرده و میز غذا را بچیند.
وقتی ما عادت کرده باشیم پرتوقع باشیم، بدیهی است که بسیاری از خواسته‌هایمان تحقق نمی‌یابد. وقتی بسیاری از اهدافمان تحقق نمی‌یابد، احساس خوبی نخواهیم داشت و انگیزه لازم را در بسیاری از مراحل زندگی از دست خواهیم داد. شاید هم در مواردی مرتب در حال رقابت برای رسیدن به خواسته‌هایمان باشیم.
به همین دلیل ممکن است نتوانیم به ارزش‌ها و حمایت‌های روحی که لازمه تربیت و پرورش فرزندانمان در کمال آرامش است، بپردازیم.
مدارس به طور کلی بیشتر شبیه کارخانه هستند، زیرا برنامه‌های تعیین شده استانداردی دارند که به مهارت‌های فردی دانش‌آموزان کمتر بها می‌دهد و مساله مهم رسیدن به حدود خاص در زمان مقرر است تا پرورش استعدادها در قالب آرامش.
در بسیاری موارد صرفا آموزش‌های نظری داده می‌شود و رقابت در قالب برد و باخت معنی پیدا می‌کند نه در قالب ایجاد و نوآوری که طبیعی‌ترین نتیجه چنین چیزی فشارهای روحی ایجاد شده برای دانش‌آموزان است.
رسانه‌های جمعی نیز به گونه‌ای شده‌اند که به عنوان الگوی کودکان قلمداد شده و در آنها مواردی از خشونت و جرم جنایت و ناهنجاری‌ها به تصویر کشیده می‌شود. حتی در بسیاری از موارد نیز مسائل تخیلی به حدی زیاد است که بسیاری از کودکان آنها را باور می‌کنند و در نهایت رفتار کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
● حقیقت این است ...
حدود ۱۵ درصد از کودکان زیر ۶ سال به گونه‌ای هستند که به تعبیر ما غیرقابل کنترل یا به عبارت بهتر بسختی قابل کنترل هستند.
این کودکان این گونه متولد شده‌اند و رفتار آنها اکتسابی نبوده و ذاتی است.
آنچه باید بپذیریم این است که هر کدام از ما با خصوصیات خاصی به دنیا می‌آییم که برخی انعطاف‌پذیرتر و برخی سخت‌تر هستیم.
حتی تمام کودکان غیرقابل کنترل نیز مشابه یکدیگر رفتار نمی‌کنند و از نظر کارشناسان هر کودکی تفاوت‌های بسیاری با کودکان دیگر دارد حتی اگر به ظاهر در یک گروه طبقه‌بندی شوند.
● دامنه رفتاری‌
در خصوص کودکانی که بسختی می‌توان آنها را تحت کنترل درآورد ۳ عبارت کوتاه با مفهوم گسترده صدق می‌کند که شامل آن چیزی است که ما می‌بینیم، احساسی که از آنها داریم و رفتار خودشان:
▪ در همه زمان‌ها
▪ با همه شیوه‌ها
▪ در همه مکان‌ها
▪ در درجات مشابه‌
در حالی که شاید الگوی کلی رفتاری برای این گونه کودکان مشابه باشد، گاهی اوقات آنها بسیار شیرین، سرگرم‌کننده، خلاق و دوست‌داشتنی هستند و گاهی اوقات نیز احساس می‌کنیم که می‌خواهند علیه تمام چیزهای دور و بر رفتار کنند و فقط لجبازی می‌کنند و حتی گاهی نیز در سکوت کامل جلوی تلویزیون نشسته و تکان نمی‌خورند.
در مواردی والدین بیان می‌کنند که فرزندشان عصرها بداخلاق‌تر و غیرقابل کنترل‌تر می‌شود و در مواردی نیز وقتی چیزی یا کاری مانند جمع کردن اسباب‌بازی‌ها یا شستن دست‌هایشان از آنها خواسته می‌شود، شروع به بدرفتاری می‌کنند.
بنابراین شدت و ضعف رفتارها در کودکان مختلف متفاوت است و همان‌طور که در بخش قبل نیز ذکر شد، یا محصول استرس القا شده از محیط هستند یا خلق و خوی آنها به طور مادرزادی به گونه‌ای است که نیاز به کار بیشتر دارد.
اما آنچه که باید در برخورد با هر کودکی به یاد داشته باشیم، این است که تمام کودکان حساس و آسیب‌پذیر بوده و باید در رفتار با آنها مراقب باشیم.
● خشونت در کودکان‌
تمام ما انسان‌ها در مقابل هر تحریک یا احساسی واکنش نشان می‌دهیم. انسان‌های اولیه از آنجا که باید به منظور حفظ و بقای خود به عوامل خارجی موجود در محیط واکنش سریع نشان می‌دادند تا بتوانند خطر را از خود دفع کنند، به همان صورت نیز عادت کرده بودند.
اگر چشمان خود را ببندید و تصور کنید که تازه به منزل رسیده و نیاز به چیزی دارید تا فورا آن را برداشته و از منزل بیرون بروید، چه حالی پیدا خواهید کرد اگر ببینید منزل توسط فردی به هم ریخته شده و هیچ چیز در جای خود نیست.
اما مهم این است که ما باید واکنش‌های مناسب و موثری در موقعیت‌های گوناگون به شرایط بدهیم. برای مثال رفتار ما هنگامی که سس گوجه‌فرنگی برای خوردن ساندویچ تمام شده باید با موقعی که در حادثه رانندگی تصادف می‌کنیم متفاوت باشد.
به این موضوع پرداختیم تا نتیجه‌گیری کنیم که با وجود ظرفیت افراد در تفکر و پیچیدگی‌های روح انسان‌ها، وقتی ما احساس کنیم تحت فشار واقع شده‌ایم این فشارها از روح ما به سمت رفتارمان جاری شده و در توانایی ما در انتخاب واکنش مناسب اختلال ایجاد می‌کند.
بسیاری افراد تصور می‌کنند کودکان از فشارهای روحی مبرا هستند. در صورتی که حتی کودکانی هم که خشم و عصبانیتشان را مخفی کرده یا سرکوب می‌کنند، ممکن است دچار انواع بیماری‌های روحی یا جسمی شوند که از شایع‌ترین آنها دل‌درد، کولیت عصبی و حتی زخم معده است.
پس بهتر است ما فرزندانمان را با هر خصوصیت و ویژگی بپذیریم و به آنها آموزش دهیم که احساس خشم و عصبانیت طبیعی است، اما نحوه برخورد و بروز با آن می‌تواند متفاوت باشد تا ببینند وقتی با آرامش بیشتری رفتار کنند چقدر محیط اطرافشان نیز بهتر شده و راحت‌تر تحت کنترل آنها درمی‌آید تا وقتی که صرفا می‌خواهند با لجبازی و عصبانیت و گاه گریه مسائلشان را برطرف نمایند.
● جهان در بحران‌
جنگ و ظلم و تعدی اساس کار بسیاری از حکومت‌ها شده است. بحران ظلم و بی‌امنیتی و ترور، جایگزین امیدواری و امنیت و صلح شده است و کودکان نیز والدین و بزرگسالانی را می‌بینند که مرتب در تهدید و ناامیدی و نارضایتی هستند.
البته شاید نتوان جهان را تغییر داد، اما می‌توان تاثیر این فشارها و استرس‌ها را در رفتار بسیاری از کودکان دید!
والدین یکی از کودکان بیان می‌کردند که او از وقتی کمتر از یک سال داشت رفتارهایی از خود نشان می‌داد که خاص خودش بود. برای مثال وقتی یک قطره آب روی لباسش می‌ریخت، آنقدر گریه می‌کرد تا لباسش را عوض کنیم. یا این‌که شب‌ها موقع خواب به قدری اذیت می‌کرد تا او را روی تخت در اتاقش می‌گذاشتیم و مجبور می‌شدیم در اتاقش را ببندیم تا پس از مدتی طولانی بخوابد.
مادر از دوران نوزادی فرزندش متوجه می‌شود که او غیرقابل پیش‌بینی و در ماه‌ها و سال‌های بعد می‌بیند که فرزندش تا حدی غیرقابل کنترل است.




:: برچسب‌ها: حرق, کودک, بحران, رفتار
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٩:۳٤ ‎ب.ظ