خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

امیدواری را پاس بداریم
نظرات ()

دیر زمانی است که در خیابان ،مترو ،اتوبوس،محل کار ،جمع دوستان،..موضوعی خاص اما کاملا محسوس دغدغه ذهنم شده است وآن چیزی نیست جز بی انگیزگی و نا امیدی جوانان ونوجوانان به حرکت،پویایی و پیشرفت در ملزومات اولیه رشد و زندگی انسانی.
اکثرا متوجه این موضوع بوده ام که جوانان با توجه به تحصیل در دانشگاه ویا مشغول به کار بودن بسیار نا امیدانه و مایوس به آینده خود می نگرند.
گاهی این پرسش اساسی در ذهنم پدید می آید که چرا جوانان اینقدر ناامید ومنفعلند.همیشه در پی این پرسش به مسائلی همچون وضع نابسامان اقتصادی،اجتماعی ،مشکل بیکاری،کم رنگ شدن ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و سست شدن اعتقادات مردم و خانواده ها میرسم.
ولی در آخر اگر از نگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه به این موضوع بنگریم به این نتیجه خواهیم رسید که ریشه اصلی این یاس و نامیدی در میان جوانان تغییر و دگرگونی در ارزشهای اجتماعی و فرهنگی می باشد که از بنیان خانواده سرچشمه میگیرد.
چرا که پایه اصلی شخصیت این جوانان که سرمایه های آینده این مرزو بوم می باشند در درون همین خانواده ها است که شکل می گیرد و متبلور می شود ولذا ریشه قوام ودوام یک جامعه به هسته اصلی آن یعنی انسجام خانواده ها بستگی دارد .هرچند که مسائلی چون،اقتصاد ،تورم،بیکاری ،و..میتواند بر روی نگرش افراد و خانواده ها تاثیر بسزایی بگذارد ،اما نباید از عامل کم رنگ شدن ارزشهای اصیل فرهنگی و اعتقادی غافل شد.
چرا که همین تغییر ارزشهای فرهنگی است که باعث تغییر در نگرش خانواده ها و متعاقبا فرزندان آنها نسبت به مسائل اقتصادی ،اجتماعی ،واعتقادی شده و متاسفانه شاهد هستیم که در این سیر تغییر و تحول ،ارزشهای اصیل سنتی و فرهنگی به سوی ارزشهای مادی و مادی گرایانه گرایش پیدا کرده است و روز به روز ارزشهای انسانی کمرنگ و کمرنگتر میشوند.
این در حالی است که ما یک جامعه سنتی ودر حال گذار به حساب میآییم و از روی ناآگاهی در حال پیروی کردن از مدل های اجتماعی و فرهنگی غربی هستیم،لذاهمین امر باعث بوجود آمدن
نوعی دوگانگی ارزشی مزمن در بین خانواده ها، که ماحصل آن فراموش کردن هویت فرهنگی ،اجتماعی و اعتقادی و در پی آن بروز پدیده دیگری به نام یاس و ناامیدی اجتماعی شده که نتیجه ای جز خسران و واپس ماندگی برای رشد و توسعه کشور عزیزمان ایران نخواهد داشت.
اما به دور از همه این مسائل امید واقعا کلمه زیبا و آرامش بخشی است .همه ما امیدواریم به چیزی خاص،به آرزویی خاص خود،وبرای رسیدن به انها میبایست امیدوار باشیم تا راه رسیدن به آنها را تکمیل کنیم.
می توان امید را بعد معنوی یک آرزو و آمال دانست.زیرا ما انسانها هیچگاه نمیتوانیم در تلاشها و اهدافی که داریم مطمئن باشیم که تحقق میپذیرند و این جزو خصلت ما انسانها است که اگر از نتیجه کاری مطمئن نباشیم کمتر کششی به سوی انجام آن خواهیم داشت،اما نکته مهم همین جاست که این همان بعد معنوی امید است که مارا به سوی انجام دادن کارهایی تشویق میکند که از آینده ان مطمئن نیستیم.
لذا امیدی که باعث انجام هر کار و عملی می شود با افکار و اعتماد به نفس ما رابطه مستقیمی دارد .گاهی انسانی را میبینیم که مشغول انجام دادن عملی خاص است اما نا امیدانه و مایوس ادامه میدهد ،دلیلش این است که عملش با تفکراتش در تضاد است و یا از اعتماد به نفس کمی برخوردار است.
به نظرم یکی از راههای موفقیت انسانها در این زندگی پیچیده و مدرن که روز به روز سخت تر می شود غیر از تلاش و کوشش داشتن امید فراوان به همراه اعتماد به نفس بالا است که از جمع اینها یک انسان موفق حاصل میشود.البته نظریات در علوم انسانی مطلق وثابت نیستند و ممکن است کسی با داشتن این فاکتورها هم باز به موفقیت دست نیابد.
ولی آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده ایم که( امید)این کلمه چهار حرفی توانسته است تا چه اندازه زندگی ما انسانها را دگرگون سازد.
اگر ما انسانها به چیزهایی ،به کارهایی،وبه اعتقاداتی و آینده ای امید نداشتیم شاید حتی از عصر حجر وسنگ چخماخ هم فراتر نمی رفتیم و نمیتوانستیم اینگونه زندگی کنیم،پیشرفت کنیم،متمدن شویم،فرهنگ داشته باشیم ،اختراع ،اکتشاف ،ازدواج وتولید مثل کنیم ،مراسم تدفین وعروسی بگیریم و...
به نظرم انسان در لحظه لحظه زندگی خود امید به چیزهایی دارد که این امید می تواند لحظه بعدی زندگی او را بسازد .
پس همیشه سعی کنیم در لحظات امید بخش زندگیمان امیدهای قوی و پررنگ تر از لحظه قبلی داشته باشیم تا بتوانیم این مسیر پر پیچ وخم زندگی را آسان طی طریق کنیم و به سر منزل مقصود برسیم.




:: برچسب‌ها: پاس, امید, جامعه, اساس
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٩:٥٥ ‎ب.ظ