خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

تربیت به شیوه پدر بزرگها
نظرات ()

جام جم آنلاین: چه کسی بارها و بارها یک فیلم کارتون را با بچه‌ها تماشا می‌کند بدون این‌که شکایت کند؟ چه کسی هنگام خواب یک داستان را از اول تا آخر تعریف می‌کند بدون این‌که خسته شود؟ چه کسی پوشک بچه را عوض می‌کند بدون این‌که احساس بدی پیدا کند؟ پاسخ تمام این سوالات پدر بزرگ و مادر بزرگ است.
 نکته اینجاست که پدر بزرگ و مادر بزرگ شیوه ما را در نگهداری و تربیت و رفتار با کودکان نمی‌پذیرند و ما هم نصایح آنها را با توجه به شرایط خود عملی نمی‌دانیم.
 انسان در عصر فناوری به دستاوردهای بسیاری رسیده و وسایل زیادی را به منظور راحتی و رفاه خود تهیه کرده است اما همین ابزار بی‌روح به قدری ما را احاطه کرده‌اند که از بسیاری ارتباطات مهم غافل شده‌ایم.
 ما خود را درگیر کار و مسائل دیگر کرده‌ایم و با وجود در اختیار داشتن امکاناتی از قبیل خودرو برای طی کردن مسیرهای دور و نزدیک از سر زدن به والدین خود غافل هستیم. در حالی که وجود پدر بزرگ و مادر بزرگ برای فرزندان ما موهبتی بزرگ محسوب می‌شود.
 ● مزایای وجود پدربزرگ و مادر بزرگ‌
 ▪ ارتباط میان والدین ما با نوه‌ها برای هر دو طرف شیرین و دوست داشتنی است. علاقه بدون قید و شرط آنها به نوه‌هایشان نقش قابل ملاحظه‌ای در ایجاد اطمینان و امنیت ایفا می‌کند و این چیزی است که فرزندان ما بشدت به آن نیاز دارند.
 ▪ خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ، مکان امنی است که فرزندان در غیبت والدین خود می‌توانند در آنجا بسر برند.
 ▪ نوعی احساس هویت و در کنار خانواده بودن را به ارمغان می‌آورد.
 ▪ موجب احساس ثبات می‌شود زیرا کودک به خاطر آنچه هست، با تمام بدی‌ها و خوبی‌هایش مورد پذیرش قرار می‌گیرد.
 ▪‌ زمانی که والدین امکان بازی و سرگرم کردن فرزندان را ندارند، نوه‌ها با یکدیگر و در حضور پدر بزرگ و مادر بزرگ تحت مراقبت آنها بازی می‌کنند.
 ▪‌ حمایت و امنیت خاطر برای والدین نیز از دیگر ثمرات این ارتباط است.


● نکات قابل توجه‌
 هر رابطه‌ای در نوع خود مسائل و مشکلاتی نیز دارد که باید به آن توجه کرد. گاهی اوقات ما و والدین خود در برخورد با فرزندان با یکدیگر اختلاف عقیده داریم که این در دو نسل کاملا طبیعی است. البته هر دو خواهان داشتن فرزندانی سالم و خوشحال هستیم، اما در چگونگی رفتار خود به دلیل شرایط خاص خود تفاوت داریم و از قوانین مشابهی استفاده نمی‌کنیم. برخی از این مسائل عبارتند از:
 ▪ انتظارات گوناگون:
 ما باید بپذیریم که والدین ما نیز زندگی خاص خود را دارند و نیاز به فعالیت‌ها و ارتباطات خود دارند. قرار نیست مادر خانه‌دار ما حالا پرستار بچه ما نیز باشد و هر وقت که ما خواستیم به نگهداری از کودکمان بپردازد. پس به برنامه‌ها و وقت پدر بزرگ و مادر بزرگ احترام بگذاریم و توقع نداشته باشیم که آنها همواره نیروی کمکی و آماده ما باشند.
 ▪ تغییر ارتباطات:
 شیوه رفتار با کودکان در حال حاضر با شیوه‌ای که مادر بزرگ و پدر بزرگ ما را بزرگ کرده‌اند کاملا فرق کرده است؛‌ پس، از رفتارهای آنها ایراد نگیریم بلکه در شرایطی خاص با توضیح روشن و ساده انتظار خود را از واکنش آنها بیان کنیم. برای مثال به آنها بگوییم وقتی فرزندمان چیزی را برای بازی می‌خواهد که ممکن است برای او مناسب نباشد و خودمان هرگز آن را به وی نمی‌دهیم، آنها نیز ما را تایید کنند و در حضور کودک به ما نگویند که آن را برایش تهیه نماییم.
 ▪ لوس شدن نوه‌ها :
 یکی از بزرگ‌ترین لذات کودکان ما این است که به منزل پدر بزرگ و مادر بزرگ بروند تا هر آنچه می‌خواهند انجام دهند. در برخی شرایط پدر بزرگ و مادر بزرگ حتی بی‌احترامی نوه‌ها به خود را نیز از روی مهربانی نادیده می‌گیرند. اما از آنجا که کلید موفقیت در هر کار میانه‌روی است، بهتر است در محبت نیز میانه رو باشند، زیرا گاهی اوقات آسیب لوس شدن از خود کودک فراتر رفته و به عدم حرف‌شنوی و اطاعت و در مواردی به تقابل با والدین می‌انجامد.
 ▪ دیدگاه‌های گوناگون:
 ما باید سعی کنیم با احترام به دیدگاه‌های والدین خود در مقوله تربیت کودکان تفکر آنان را به استانداردهای موجود نزدیک کنیم، اما نصایح مشفقانه آنها را نیز بپذیریم.
 ● پر کردن خلا‌ میان نسل‌ها
 ما می‌توانیم گام‌های موثری را در جهت گذر از خلا میان نسل‌ها برداریم و به بهبود رابطه میان خود و پدر بزرگ و مادر بزرگ درخصوص کودکان کمک کنیم. برخی از تکنیک‌های موثر شامل موارد زیر هستند:
 - بر موارد اصلی تکیه کنید. گاهی اوقات ما بر سر مسائل جزیی و پیش پا افتاده در برخورد با فرزندان با والدین بحث می‌کنیم به طوری که اصل قضیه فراموش می‌شود.
 - آنها را در جریان اطلاعات روز بگذاریم. از زمان کودکی ما تا به حال خیلی چیزها تغییر کرده است. بسیاری از چیزهایی که قبلا طبیعی به نظر می‌رسید، حالا عجیب یا حتی غیرعادی است. سعی کنیم با آرامش و رعایت ادب اطلاعات و قوانین رفتاری جدید را به والدین خود منتقل کنیم.
 - کمی هم ما کوتاه بیاییم. گاهی اوقات برخی از ما به واسطه این‌که در رشته‌ای خاص تحصیل کرده‌ایم، فکر می‌کنیم همیشه درست می‌‌اندیشیم و تصمیم می‌گیریم،‌ در صورتی که گاهی هیچ چیز جای تجربه را نمی‌گیرد. پس به والدین خود اطمینان کنیم و تا حد امکان نظراتشان را صحیح قلمداد کنیم.
 - نظراتشان را بشنویم. گاهی اوقات ما می‌دانیم که نگرش و برخورد والدین در موارد خاص اشتباه است. ما مجبور به عمل به آنچه آنها می‌گویند نیستیم اما در عوض می‌توانیم شنونده خوبی برای صحبت‌هایشان باشیم.
 - بر سر مواضع صحیح خود بمانید. اگر احساس کردیم برخی واکنش‌های پدر بزرگ و مادر بزرگ درست نیست، با رعایت ادب به آنها بگوییم که فرزندان ما با شیوه‌های ما سالم و خوشحال هستند و از آنجا که مشکلی پیش نمی‌آید، لزومی به تغییر روش نیست.
 - پدر بزرگ و مادر بزرگ به قدری با صداقت، محبت و حوصله با نوه‌ها رفتار می‌کنند که خود باعث ایجاد نوعی احترام متقابل شده و در بسیاری از موارد نیاز به مداخله رفتاری ما را از بین می‌برند. پس بهتر است قدرشان را بدانیم.




:: برچسب‌ها: پدربزرگ, نوه, تربیت, نصیحت
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٤:۳٠ ‎ق.ظ