خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن...

نقش بازی در سلامت کودکان
نظرات ()

 
 
   
 

آیا اخیراً گرگم به هوا و یا طناب بازی کرده اید؟بازی با کودکان به عنوان فعالیت بدنی زیادی برای بزرگسالان محسوب می‌شود و همچنین ساعات تفریحی بسیار خوبی برای خانواده فراهم می‌کند و همانطور که می‌دانیم زندگی همراه با فعالیت در هر سنی برای سلامتی مفید است.

کودکان در بازی درسهایی می‌آموزند که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

وقتی کودکان از چیزی بالا می‌روند، می‌چرخند، به هوا می‌پرند و یا می‌دوند، بدن آنها قوی‌تر، انعطاف پذیر تر و هماهنگ تر می‌شود. آنها یاد می‌گیرند که چگونه با همسالان خود همراهی کنند و همچنین تقسیم لحظات خوب با دیگران را نیز می‌آموزند. بازی کردن ارتباط بین جسم و ذهن را قوت می‌بخشد و اعتماد به نفس را در کودکان بالا می‌برد.

از فواید دیگر بازی می‌توان به خواب بهتر، کاهش استرس، کاهش اضافه وزن و همچنین کاهش ریسک ابتلاء به دیابت نوع 2 اشاره نمود.



:: برچسب‌ها: بازی, سلامت, کودک, هماهنگ
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱:٤٢ ‎ق.ظ
داشتن اعتماد به نفس را به کودکان بیاموزید
           
 
 

  اعتماد به نفس اصلی ترین کلید موفقیت در زندگی است. اعتماد به نفس بالا برای شادی و موفقیت کودکان و نوجوانان بسیار مهم می‌باشد. این مقاله مطالب مهمی را برای بهبود بخشیدن اعتماد به نفس کودکان و چگونگی آموزش آن را در اختیار شما قرار می‌دهد.
اعتماد به نفس نشانه احساسی است که به خود داریم و رفتارمان خیلی واضح این احساسات را نشان می‌دهد. به عنوان مثال:
 
کودک و یا نوجوان با اعتماد به نفس بالا می‌تواند:

* بصورت مستقل عمل کند.

* مسئولیت‌پذیر باشد.

* از کارهایی که انجام می‌دهد مطمئن باشد.

* از انجام کارهای جدید نترسد.

* احساسات مثبت و منفی خود را کنترل کند.

* به دیگران پیشنهاد کمک بدهد.

و از طرفی دیگر کودکی که اعتماد به نفس پایینی داشته باشد:

* از تجربه کردن پرهیز می‌کند.

* احساس می‌کند که دوستش ندارند و او را نمی‌خواهند.

* دیگران را برای کاستی‌های خود سرزنش می‌کند.

* نمی‌تواند ناکامیهای خیلی طبیعی را تحمل کند.

* به راحتی تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

 

والدین بهتر از هر کس دیگری می‌توانند اعتماد به نفس را در کودکان خود تقویت نمایند. اعتماد به نفس دادن به کودکان کار سختی نیست و در واقع اکثر والدین نمی‌دانند که چگونه کلمات و رفتار آنها بیشترین تاثیر را بر روی احساسات کودکان و اعتماد به نفس آنها دارد.

 زمانی که احساس خوبی دارید آن را بیان کنید.

معمولاً والدین برای نشان دادن احساسات منفی خود به کودکان سریع عمل می‌کنند اما گاهی مواقع احساسات مثبت خود را به آنها انتقال نمی‌دهند. اگر به کودک خود نگویید که دوستش دارید او هیچ گاه این احساسات شما را نخواهد فهمید. کودکان کلمات مثبتی را که به آنها می‌گویید در ذهن نگه می‌دارند.

به کودکان داشتن اعتماد به نفس را بیاموزید.

صحبت کردن با خود برای انجام همه کارها مهم است. روانشناسان معتقدند که صحبتهای منفی با خود به دلیل داشتن اضطراب و افسردگی می‌باشد. هر چه که فکر می‌کنیم در احساساتمان و احساساتمان در رفتارمان نمود پیدا می‌کند. بنابراین بسیار مهم است که به کودکانمان یاد بدهیم که چگونه تفکرات مثبتی نسبت به خود داشته‌‌باشند. بعنوان مثال: اگر کمی تلاش کنم می‌توانم این مشکل را حل کنم.

از انتقاد کردن همراه با تمسخر خودداری نمایید.

بعضی مواقع مورد انتقاد قرار دادن کودک بسیار مهم می‌باشد اما مواقعی که این انتقاد همراه با تمسخر و استهزا باشد وضع را بدتر می‌کند. بسیار مهم است که در مواقع انتقاد به جای کلمه تو از کلمه من استفاده نماییم،مثلاً بجای اینکه بگوییم تو بچه تنبل و شلخته‌ای هستی، بگوییم من دوست دارم که لباسهایت را سر جایش بگذاری.

به کودکانتان بیاموزید که چگونه تصمیم بگیرند و تصمیم گیری خوب را تشخیص دهند.

کودکان بدون آگاهی در همه حال مشغول تصمیم گیری هستند. راههای بسیاری وجود دارد که والدین می‌توانند به کودکانشان برای بهبود تواناییهایشان در تصمیم‌گیری کمک نمایید:

1.  به کودک کمک کنید تا مشکلاتی که نیاز به تصمیم‌گیری دارد را مشخص کند. از او بپرسید که نظرش درباره آن موقعیت چیست و چه چیزی را می‌خواهد تغییر دهد.

2.  فکرهایی را که بنظرش می‌آید مشخص کند. معمولاً بیشتر از یک راه حل یا انتخاب برای یک مشکل وجود دارد.

3.  به کودک اچازه دهید که یکی از راه حلها را بعد از اینکه درباره همه آنها خوب فکر کرد انتخاب نماید. بهترین راه حل،‌راه حلی است که بتواند مشکل را حل نماید و کودک احساس خوبی درباره خود داشته باشد.

4. سپس با کودک درباره راه حل انتخابی صحبت کنید؟ آیا راه حل مناسبی بود؟ و یا اشتباه بود؟ اگر اشتباه بود دلیل آن چیست؟

 

 




:: برچسب‌ها: نفس, تصمیم, کودک, اعتماد
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱:٢٢ ‎ق.ظ
غذاهای گرم زودتر انسان را سیر می‌کند
نظرات ()

فوق تخصص تغذیه کودکان گفت: به طور میانگین حدود ۶درصد جمعیت کشور چاق هستند، بیشترین شیوع این اختلال نیز در شهرهای تهران، ارومیه و نیشابور است.توصیه من به افراد چاق این است که بیشتر غذاهای گرم مصرف کنند تا زودتر سیر شوند.
فرید ایمانزاده، امروز در حاشیه همایش چاقی، شیرخواران، کودکان و نوجوانان، در پاسخ به پرسش فارس، افزود: از نظر شیوع چاقی در منطقه مدیریترانه شرقی، مصر و الجزایر، بیشترین میزان شیوع را دارند، ایران جزء کشورهای با شیوع متوسط است، پاکستان نیز شیوع کمتر چاقی را دارد.
وی گفت: میزان چاقی در بین زنان بیش از مردان است و به طور میانگین ۶ درصد جمعیت کشور دچار چاقی هستند، بالاترین میزان شیوع چاقی در ایران در شهرهای تهران، ارومیه و نیشابور است و کمترین میزان آن نیز در زاهدان اعلام شده است.
وی افزود: علت شیوع و رشد چاقی در کشور افزایش مصرف مواد غذایی آماده، افزایش بی تحرکی، افزایش نشستن جلوی کامپیوتر و تلویزیون و خوردن بیشتر برای تخلیه هیجان است.
ایمانزاده افزود: میزان کالری مورد نیاز بدن انسان در سنین مختلف متفاوت است، اما برای سنین نوجوانی میزان کالری مورد نیاز بدن ۲۲۰۰ کالری در روز است و وزارت بهداشت باید همه تولید کنندگان مواد غذایی حتی ساندویج‌ها را ملزم کند که میزان کالری و سایر مواد تشکیل دهنده مواد غذایی را روی آن درج کنند.
وی گفت: بیشترین میزان شیوع لاغری در کشور در شهرهای زاهدان و جنوب کرمان است،چاقی ناشی از سوء تغذیه نیز به علت فقر پروتئین است که فرد ظاهراً افزایش وزن پیدا می‌کند، سوء تغذیه دارد.
وی افزود: غذاهای گرم زودتر آدم را سیر می‌کنند و غذاهای سرد دیرتر، بنابراین افرادی که می‌‌خواهند چاق شوند بهتر است بیشتر غذاهای سرد مصرف کنند و افراد چاق غذای گرم بیشتر مصرف کنند.  
 
   خبرگزارى فارس
 




:: برچسب‌ها: گرم, چاقی, کودک, تغذیه
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ
راههای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب کودکان
نظرات ()

● مقدمه
بهترین زمان برای تربیت کودکان از سنین اولیه تا دوازده سالگی و مهمترین مکان محیط خانه و صالح‌ترین افراد والدین کودک می‌باشند. والدین آرزو دارند که فرزندانشان دارای خصوصیات اخلاقی عالیه انسانی بوده و استعدادهای مثبت در آنها پرورش یافته و شخصیتی عالی داشته باشند. اما در صورتی که روند صحیحی در رساندن فرزندانشان به این مقصود نداشته باشند از همان قدمهای نخستین کودک را از مسیر درست خود دور می‌سازند. به جز محیط خانواده و رفتار والدین با کودک محیط اجتماعی و عامل محیط و حتی وراثت کودک در این راه حائز اهمیت است.
● تاثیر محیط در تربیت فرزندان
برای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب کودکان باید زمینه این رفتارهای نامطلوب را از زندگی کودک حذف کرد و او را در محیط سالم از نظر روحی و اجتماعی و خانوادگی قرار داد. اگر کودک در محیطی از هر نظر سالم زندگی کند، زحمت والدین و مربی در پیاده کردن مسائل تربیتی کمتر خواهد بود و برعکس. در واقع عامل محیط در هیچ یک از موجودات زنده بلاتاثیر نمی‌باشد. کودکی را که بتوان در یک محیط سالم خانوادگی و اجتماعی به سهولت و بطور مثبت تربیت کرد در یک محیط ناسالم به همان آسانی نمی‌توان در امر تربیت صحیح وی موقعیت کسب کرد.
● دادن آزادی به کودکان در محیط خانواده
والدین نباید غافل از تاثیرات محیط ، کودکان خود را با چنان آزادی در محیط خانوادگی تربیت کنند که وقتی فرزندشان وارد محیط اجتماع شدند به سهولت در منجلابهایی که سر راهشان قرار دارد سقوط کنند زیرا آزادیهای مطلق خانواده آنها را بی‌بند و بار به جامعه تحویل می‌دهد و ثانیا در اثر عدم اطلاع از نابسامانیهای جامعه خیلی آسان به دام انحراف کشیده می‌شوند. بنابراین پدر و مادر باید کنترلی منطقی بر آزادیهای کودکان خود داشته باشند.
البته نباید آنها را چنان در حصار قرار دهند که حتی در سنین جوانی وابسته به والدین باشند و نتوانند روی پای خود بایستند و یا گاه به صورت افرادی کاملا مطیع و سر به راه که ریشه در نابسامانیهای نهفته روانی دارد، درآیند. این محدودیتها در مورد دختران دارای مضرات بیشتری است. زیرا در آینده وارد اجتماع خانواده شده و خود باید فرزندانش را تربیت کند و مسئول آرامش و سلامت کانون خانواده باشد.
● ابراز علاقه والدین به فرزندان
اصولا ابراز علاقه و محبت از سوی والدین نسبت به کودکان در آرامش روانی آنها و دوری آنها از رفتارهای نامطلوب بسیار موثر است. اما این ابراز علاقه و محبت در کودکانی که بطور متعادل بزرگ می‌شوند و مشکل خاصی ندارند با کودکی که در اثر عقده‌های روانی نیاز به معالجه دارد و یا رفتارهای نامطلوب متعددی از او سر می‌زند فرق می‌کند. کودکی که در حالتی عادی از هر گونه عقده عاطفی است و نیاز کمتری به احساس و کسب محبت دارد، محبتهای بیش از اندازه در وی اثر عکس خواهد گذاشت و او را پرتوقع و لوس بار خواهد آورد.
ولی در کودکی که از عقده کمبود محبت رنج می‌برد و کم‌کم خود را از مردم دور و غریب احساس می‌کند محبت بیشتر البته نه خیلی زیاد و غیرمتعادل ، اثر خوبی خواهد داشت و با از بین بردن عقده‌ها در سلامت روانی وی موثر خواهد بود و هر چند هم که نتواند عقده‌ها را از بین ببرد لااقل در تسکین آلام ناشی از عقده‌ها موثر واقع شد.
● طرز رفتار والدین در مقابل خطای فرزندان
صرفنظر از اینکه کودکان مثل سایر انسانها دارای اشتباهات و خطاهایی می‌باشند، به مانند فیلمهای عکاسی خیلی حساس و تاثیرپذیر نیز هستند. بنابراین پدر و مادر اگر تخلفاتی مثل دزدیهای کوچک و شیطنت‌آمیز و دیگر آزاری و دروغ در کودک مشاهده کردند نباید آن را بسیار جدی گرفته جلوه بسیار زشتی به آن بدهد و با تمام وجود به کودک بقبولانند که این کار زشت از او سر زده، بلکه باید آن را در حد یک اشتباه و خطای غیرعمدی و سهوی از کودک دیده و سعی دریافتن ریشه این خطاها در رفتار کودک داشته باشند و از رفتار خشونت آمیز در مقابل هر خطای کوچکی که از کودک سر می‌زند بپرهیزند.
چرا که شاید در ظاهر ، به مدت کوتاهی بتوان با ایجاد رغبت و وحشت جلو بعضی از تخلفات را گر فت ولی در باطن ایجاد وحشتها ریشه تخلفات را قوی‌تر ساخته و نتیجه آن می‌شود که عمل خلاف در خفا با ولع و شدت بیشتری انجام می‌پذیرد. هرگز نباید کودک را عاصی و دزد و درغگو خطاب کرد زیرا کودکان بسیار حساس هستند و این احتمال وجود دارد که این توهم در آنها بوجود آید که واقعا دزد و دروغ گویند بنابراین از خود چنین انتظاری خواهند داشت.
● توجه به سلامت روانی کودکان
والدین بر اثر فشارهای زندگی و تامین نیازهای مادی حال و آینده خانواده علاوه بر این که وضع روحی و جسمانی و تفریح و تمدد اعصاب خود را نادیده می‌گیرند و در مورد کودکان خود نیز سهل‌انگاری می‌نمایند. هر کودک خردسالی مثل بزرگترها و حتی بیشتر از آنها نیاز به گردش و بازی و تفریح دارد زیرا بیشتر مشکلات روانی کودک بوسیله بازی و تفریح حل می‌شود. علاوه بر آن بهتر می‌توان از راه بازی و گردش و تفریح به کمبود و احیانا عقده‌های روانی کودک پی برد و درصدد رفع و اصلاح آنها برآمد.
گردش و تفریح برای کودک یک نیاز روحی است و پدر و مادر نباید این نیاز روحی کودک خود را نادیده بگیرند و بی‌تفاوت از کنار آن رد شوند. اینکه والدین دست فرزند خود را بگیرند و به نزدیک‌ترین پاک و یا محطوه امنی که کودک بتواند با همسالان و دوستان خود بازی کند و با آنها معاشرت داشته باشد برای کودک بسیار مفید است. بنابراین نداشتن وسیله و امکانات مالی نمی‌تواند عذر ما را در تحلیلی و بهانه‌تراشی در مورد این امر مهم توجیه نماید. به همین منظور بهتر است مسئولان مدارس که گاه برای کودکان برنامه‌های گردشی دسته جمعی و علمی تنظیم کنند تا علاوه بر بالا بردن سطح علمی و آموزشی ، در رفع نیازهای پرورشی آنان نیز قدم موثر برداشته شود.
● تقویت حس اعتماد به نفس در کودکان
از جمله دیگر راههای جلوگیری کودک ازارتکاب کارهای ناشایست و نامطلوب دادن حس اعتماد به نفس و ایجاد رضایت از خود را کودک است. می‌توان با دادن مسئولیتهای در خور سن کودک ، آنها را به فعالیت واداشته و یا حتی با چشاندن طعم شکست و پیروزی و تحریک آن را از این طریق به فعالیت و مبارزه در آنها اعتماد و اتکا به نفس بوجود آورند. بنابراین والدین نباید تصور کنند که همیشه باید کارهای فرزندانشان را انجام دهند، به جای آنها تصمیم بگیرند، به جای آنها انتخاب کنند، به جای آنها جواب حتی یک احوال‌پرسی ساده را بدهند و... بلکه باید به کودک اجازه ابراز وجود حتی با کوچکترین چیزها را داد.
● آینده بحث
لحظه رفتار با کودک نقش مهمی در سرنوشت و ایجاد دیده او به زندگی دارد کودک همچون خمیری نرم شکل می‌گیرد و بار دیگر عوض کردن آن بسیار مشکل است هم برای کودک و هم برای اطرافیان. پس به جای اینکه چنان با کودک رفتار کنیم که روزی که به فکر اصلاح آن بیفتیم از همان ابتدا به نفع خودمان و کودکانمان است که زمینه زندگی او را طوری مساعد کنیم که کودک در مسیر صحیح زندگی گام بردارد و به جلو حرکت کند.

 




:: برچسب‌ها: پرورش, تربیت, آزادی, کودک
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٩:۳۸ ‎ب.ظ
امان از بچه های‌حرف نشنو
نظرات ()

والدین در بسیاری از مواقع احساس می‌کنند فرزندشان به حرف آنها گوش نمی‌دهد و کنترلی بر رفتار و اعمالش ندارند. «با او سختگیرتر باش» ، «کامپیوتر را از او بگیر»، «او را به حال خود بگذار» و... همگی مواردی هستند که اطرافیان از روی مهربانی به شما تذکر می‌دهند. آنها فرزند غیرقابل کنترل شما را با زمانی که خودشان فرزندان کوچک داشتند ، مقایسه کرده و نصایحی می‌کنند.
اما مساله این است که شرایط زندگی در زمان حال چه در خصوص بزرگسالان و چه در خصوص کودکان با زمان گذشته و نسل قبل تفاوت‌های بزرگی کرده است.از عواملی که موجب بروز رفتارهای غیرقابل کنترل از جانب کودکان می‌شود می‌توان به استرس‌های خارجی ایجاد شده در محیط و خلق و خو اشاره کرد؛ اما آنچه ما در این بخش قصد داریم بیشتر مورد بررسی قرار دهیم، استرس‌های خارجی است که موجب بروز رفتارهای غیرقابل کنترل کودک می‌شود.
کارشناسان معتقدند مهم‌ترین عاملی که موجب بروز ناآرامی‌ای که به انواع لجبازی و بدرفتاری و عدم اطاعت کودک منجر می‌شود ناشی از شرایط و رفتارهایی است که محیط اطراف کودک را احاطه کرده است.
بسیاری از خانواده‌ها در دنیای امروز دچار بحران هستند. پیشرفت فناوری به ظاهر جهان و زندگی را راحت‌تر کرده اما در واقع در مواردی زیبایی را از آن گرفته است.
این‌که در جهان امروز به ظاهر والدین از حقوق یکسان برخوردار باشند شعار زیبایی است، اما وقتی پدر و مادر هر دو ساعات طولانی را بیرون از منزل کار کنند تا بتوانند از پس هزینه‌ها و قسط لوازم به ظاهر لوکس منزل که شاید واقعا چندان مورد نیاز هم نباشند برآیند، شاید در ظاهر نشانگر تقسیم برابر کار میان هر دو نفر باشد اما در عین‌حال تولید استرس نیز می‌کند.
در واقع ما به فرزندان خود زبان استرس را می‌آموزیم. وقتی مرتب در حال اضطراب و عجله و نارضایتی هستیم، نخواهیم توانست به آنها مهارت‌های ارتباطی صحیح و چگونگی ابراز درست احساساتشان را بیاموزیم و نتیجه این است که رفتار آنها از نظر ما بد و غیرقابل کنترل خواهد شد.
● بزرگ شدن توسط یکی از والدین‌
بسیاری از والدین که به تنهایی فرزندان خود را بزرگ می‌کنند، توانایی کامل در انتقال محبت در عین برقراری و استفاده از تدبیر در رابطه را ندارند. بسیاری نیز به‌واسطه اتفاقات و جدایی‌های سریع مانند طلاق یا مرگ همسر، از نظر روحی و عاطفی تحت فشار و استرس هستند.
در چنین شرایطی اصولا کودکان بیشتر دچار مشکلات رفتاری و غیرقابل کنترل بودن می‌شوند. بویژه اگر دچار مشکلات مالی هم باشند و ارزش‌های معنوی نیز در خانواده تقویت نشود. زیرا احساس حمایت روحی و عاطفی کمتری کرده و بیشتر به طرف ناهنجاری‌ها و کجروی‌ها کشیده می‌شوند.
● افزایش توقعات‌
ما از کودکانمان توقع داریم مانند بزرگسالان رفتار کنند. گاهی اوقات در این راه نیز از تشویق یا قراردادن محدودیت‌هایی ماورای ظرفیت آنها استفاده می‌کنیم. گاهی اوقات از فرزندمان که در کلاس سوم است می‌خواهیم مانند خواهر یا برادر کوچکترش که کلاس اولی است نمره‌های عالی بیاورد و همواره شاگرد اول باشد. گاهی اوقات از او می‌خواهیم تکالیف خواهر یا برادر کوچکترش را نیز تصحیح کند یا قبل از این‌که مادر از سر کار به منزل برسد، شام را نیز آماده کرده و میز غذا را بچیند.
وقتی ما عادت کرده باشیم پرتوقع باشیم، بدیهی است که بسیاری از خواسته‌هایمان تحقق نمی‌یابد. وقتی بسیاری از اهدافمان تحقق نمی‌یابد، احساس خوبی نخواهیم داشت و انگیزه لازم را در بسیاری از مراحل زندگی از دست خواهیم داد. شاید هم در مواردی مرتب در حال رقابت برای رسیدن به خواسته‌هایمان باشیم.
به همین دلیل ممکن است نتوانیم به ارزش‌ها و حمایت‌های روحی که لازمه تربیت و پرورش فرزندانمان در کمال آرامش است، بپردازیم.
مدارس به طور کلی بیشتر شبیه کارخانه هستند، زیرا برنامه‌های تعیین شده استانداردی دارند که به مهارت‌های فردی دانش‌آموزان کمتر بها می‌دهد و مساله مهم رسیدن به حدود خاص در زمان مقرر است تا پرورش استعدادها در قالب آرامش.
در بسیاری موارد صرفا آموزش‌های نظری داده می‌شود و رقابت در قالب برد و باخت معنی پیدا می‌کند نه در قالب ایجاد و نوآوری که طبیعی‌ترین نتیجه چنین چیزی فشارهای روحی ایجاد شده برای دانش‌آموزان است.
رسانه‌های جمعی نیز به گونه‌ای شده‌اند که به عنوان الگوی کودکان قلمداد شده و در آنها مواردی از خشونت و جرم جنایت و ناهنجاری‌ها به تصویر کشیده می‌شود. حتی در بسیاری از موارد نیز مسائل تخیلی به حدی زیاد است که بسیاری از کودکان آنها را باور می‌کنند و در نهایت رفتار کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
● حقیقت این است ...
حدود ۱۵ درصد از کودکان زیر ۶ سال به گونه‌ای هستند که به تعبیر ما غیرقابل کنترل یا به عبارت بهتر بسختی قابل کنترل هستند.
این کودکان این گونه متولد شده‌اند و رفتار آنها اکتسابی نبوده و ذاتی است.
آنچه باید بپذیریم این است که هر کدام از ما با خصوصیات خاصی به دنیا می‌آییم که برخی انعطاف‌پذیرتر و برخی سخت‌تر هستیم.
حتی تمام کودکان غیرقابل کنترل نیز مشابه یکدیگر رفتار نمی‌کنند و از نظر کارشناسان هر کودکی تفاوت‌های بسیاری با کودکان دیگر دارد حتی اگر به ظاهر در یک گروه طبقه‌بندی شوند.
● دامنه رفتاری‌
در خصوص کودکانی که بسختی می‌توان آنها را تحت کنترل درآورد ۳ عبارت کوتاه با مفهوم گسترده صدق می‌کند که شامل آن چیزی است که ما می‌بینیم، احساسی که از آنها داریم و رفتار خودشان:
▪ در همه زمان‌ها
▪ با همه شیوه‌ها
▪ در همه مکان‌ها
▪ در درجات مشابه‌
در حالی که شاید الگوی کلی رفتاری برای این گونه کودکان مشابه باشد، گاهی اوقات آنها بسیار شیرین، سرگرم‌کننده، خلاق و دوست‌داشتنی هستند و گاهی اوقات نیز احساس می‌کنیم که می‌خواهند علیه تمام چیزهای دور و بر رفتار کنند و فقط لجبازی می‌کنند و حتی گاهی نیز در سکوت کامل جلوی تلویزیون نشسته و تکان نمی‌خورند.
در مواردی والدین بیان می‌کنند که فرزندشان عصرها بداخلاق‌تر و غیرقابل کنترل‌تر می‌شود و در مواردی نیز وقتی چیزی یا کاری مانند جمع کردن اسباب‌بازی‌ها یا شستن دست‌هایشان از آنها خواسته می‌شود، شروع به بدرفتاری می‌کنند.
بنابراین شدت و ضعف رفتارها در کودکان مختلف متفاوت است و همان‌طور که در بخش قبل نیز ذکر شد، یا محصول استرس القا شده از محیط هستند یا خلق و خوی آنها به طور مادرزادی به گونه‌ای است که نیاز به کار بیشتر دارد.
اما آنچه که باید در برخورد با هر کودکی به یاد داشته باشیم، این است که تمام کودکان حساس و آسیب‌پذیر بوده و باید در رفتار با آنها مراقب باشیم.
● خشونت در کودکان‌
تمام ما انسان‌ها در مقابل هر تحریک یا احساسی واکنش نشان می‌دهیم. انسان‌های اولیه از آنجا که باید به منظور حفظ و بقای خود به عوامل خارجی موجود در محیط واکنش سریع نشان می‌دادند تا بتوانند خطر را از خود دفع کنند، به همان صورت نیز عادت کرده بودند.
اگر چشمان خود را ببندید و تصور کنید که تازه به منزل رسیده و نیاز به چیزی دارید تا فورا آن را برداشته و از منزل بیرون بروید، چه حالی پیدا خواهید کرد اگر ببینید منزل توسط فردی به هم ریخته شده و هیچ چیز در جای خود نیست.
اما مهم این است که ما باید واکنش‌های مناسب و موثری در موقعیت‌های گوناگون به شرایط بدهیم. برای مثال رفتار ما هنگامی که سس گوجه‌فرنگی برای خوردن ساندویچ تمام شده باید با موقعی که در حادثه رانندگی تصادف می‌کنیم متفاوت باشد.
به این موضوع پرداختیم تا نتیجه‌گیری کنیم که با وجود ظرفیت افراد در تفکر و پیچیدگی‌های روح انسان‌ها، وقتی ما احساس کنیم تحت فشار واقع شده‌ایم این فشارها از روح ما به سمت رفتارمان جاری شده و در توانایی ما در انتخاب واکنش مناسب اختلال ایجاد می‌کند.
بسیاری افراد تصور می‌کنند کودکان از فشارهای روحی مبرا هستند. در صورتی که حتی کودکانی هم که خشم و عصبانیتشان را مخفی کرده یا سرکوب می‌کنند، ممکن است دچار انواع بیماری‌های روحی یا جسمی شوند که از شایع‌ترین آنها دل‌درد، کولیت عصبی و حتی زخم معده است.
پس بهتر است ما فرزندانمان را با هر خصوصیت و ویژگی بپذیریم و به آنها آموزش دهیم که احساس خشم و عصبانیت طبیعی است، اما نحوه برخورد و بروز با آن می‌تواند متفاوت باشد تا ببینند وقتی با آرامش بیشتری رفتار کنند چقدر محیط اطرافشان نیز بهتر شده و راحت‌تر تحت کنترل آنها درمی‌آید تا وقتی که صرفا می‌خواهند با لجبازی و عصبانیت و گاه گریه مسائلشان را برطرف نمایند.
● جهان در بحران‌
جنگ و ظلم و تعدی اساس کار بسیاری از حکومت‌ها شده است. بحران ظلم و بی‌امنیتی و ترور، جایگزین امیدواری و امنیت و صلح شده است و کودکان نیز والدین و بزرگسالانی را می‌بینند که مرتب در تهدید و ناامیدی و نارضایتی هستند.
البته شاید نتوان جهان را تغییر داد، اما می‌توان تاثیر این فشارها و استرس‌ها را در رفتار بسیاری از کودکان دید!
والدین یکی از کودکان بیان می‌کردند که او از وقتی کمتر از یک سال داشت رفتارهایی از خود نشان می‌داد که خاص خودش بود. برای مثال وقتی یک قطره آب روی لباسش می‌ریخت، آنقدر گریه می‌کرد تا لباسش را عوض کنیم. یا این‌که شب‌ها موقع خواب به قدری اذیت می‌کرد تا او را روی تخت در اتاقش می‌گذاشتیم و مجبور می‌شدیم در اتاقش را ببندیم تا پس از مدتی طولانی بخوابد.
مادر از دوران نوزادی فرزندش متوجه می‌شود که او غیرقابل پیش‌بینی و در ماه‌ها و سال‌های بعد می‌بیند که فرزندش تا حدی غیرقابل کنترل است.




:: برچسب‌ها: حرق, کودک, بحران, رفتار
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
زمان : ٩:۳٤ ‎ب.ظ
خلاقیت در کودکان
نظرات () | ادامه مطلب...

 

 خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می‌باشد تا به سر حدشکوفایی برسد. فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد. خلاقیت عبارت است از « توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شکستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فکر کردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شکل های جدید.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

 




:: برچسب‌ها: خلاقیت, کودک, هوش, استعداد
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ
بازی شغل کودکان است
نظرات ()


بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان است. شاید بتوان گفت مهم ترین و اساسی ترین فعالیت کودک به شمار می رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه ای از زندگی کودک مربوط می شوند و او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می سازند.

با توجه به این موضوع تا به حال شده بازی کردن کودک خود را تماشا کنید؟ نباید فراموش کرد که یک کودک در حال بازی مثل یک کودک نشسته روی نیمکت مدرسه است با این تفاوت که این بار معلم خود او و گچ و تخته، اسباب بازی‌هایش هستند.
اهمیت این موضوع باعث می شود که متوجه شویم نقش بازی برای کودک تا چه حد مهم است و نوع بازی های امروزی چقدر در شکل گیری شخصیت آن ها مؤثر است.
بسیاری از بازی هایی که امروزه کودکان انجام می دهند با بازی های نسل گذشته تفاوت دارد.
زمانی بازی های سنتی و قدیمی لحظات شاد و دوست داشتنی دنیای بازی های کودکانه را پر می کرد.
در بین دختر بچه‌ها هیچ بازی به اندازه عروسک بازی و خاله بازی دوست داشتنی نبود. بازی هایی که اغلب به صورت گروهی انجام می شد و دور از دنیای واقعی نبود.
هر چند امروزه علاقه به این بازی ها در بین کودکان از بین نرفته اما نسبت به گذشته این علاقه کم رنگ تر شده و کمتر در بین بازی های آن ها دیده می شود.
شرایط محیطی و اجتماعی که کودکان امروزی در آن زندگی می‌کند در شکل گیری این تفاوت در نوع بازی های آن‌ها بسیار مؤثر است.
زمانی بازی‌های کامپیوتری و فیلم های کارتونی وارد دنیای بازی بچه‌ها ‌آن ها نشده بود.
این تفاوت در نوع اسباب بازی‌هایی که مورد علاقه کودکان است نیز دیده می‌شود. زمانی یک عروسک ساده به عنوان اصلی ترین و محبوب ترین اسباب بازی مورد علاقه و دختر بچه ها در بازی هایشان محسوب می شد. اما امروز تنوع و گوناگونی اسباب بازی ها از اسباب بازی های پلیسی گرفته تا انواع و اقسام شخصیت های کارتونی آن قدر در بازار زیاد شده که جای علاقه به یک عروسک یا ماشین ساده در بین کودکان را پر کرده است.
از آن جایی که بازی جایگاه ویژه ای در رشد جسمانی و شکل گیری شخصیت کودک دارد باید توجه داشت که این تفاوت در نوع بازی ها و استفاده از اسباب بازی ها چه تأثیرات مثبت یا منفی می تواند داشته باشد.
به طور مثال بازی های رایانه ای، ویدئویی و تلویزیونی در عین حال که می توانند نیروی تخیل کودکان را تقویت کننده می توانند شخصیت ها، داستان ها و مطالعات آماده را به کودکان دهند و کودکان را به گونه ای کاملاً منفعل آماج حملات خود قرار دهند و آن ها را از دنیای واقعی دور کنند.
بازی نقش مهمی در رشد کودکان به خصوص دختر بچه ها دارد. رشد سالم جسم کودکان به کمک بازی میسر است. دور شدن از بازی های پرتحرک مثل زو، وسطی، طناب بازی و گرایش به بازی های کم تحرک و یا بدون تحرک همچون بازی های کامپیوتری در بیماری های حرکتی کودکان بسیار مؤثر است.
ساختمان بدن کودک با دویدن، بالا رفتن از درخت و صخره گرفتن، پریدن از بلندی، بازی‌های با توپ و بی توپ قوام می‌یابد، چابک می‌شود و می تواند در نهایت سلامتی رشد طبیعی خود را داشته باشد. این اهمیت در شکل گیری شخصیت و روحیات آن ها نیز مؤثر است.
بازی های ظریف، مانند ساختن با الگو و یا کاغذ و هر ماده دیگری به کودک یاری می‌دهد تا قدرت تمرکز حواس خود را قوی‌تر و زبده تر کند.
کودک محیط پیرامون خود، یعنی جامعه را با بازی می فهمد و هضم می کند. کودک احساسات خود را با بازی می‌آزماید و یاد می گیرد که از احساسات خود به موضع استفاده کند.
کودک با بازی «من» خود را می یابد و آن را قوی و قوی تر می کند.
به طور کلی بازی ابزاری است که کودکان توسط آن زندگی را تجربه می کنند. بازی شغل کودکان است. شغل مهمی که هزاران نقش را در خود جای داده است.


منبع : روزنامه تهران امروز



:: برچسب‌ها: بازی, شغل, کودک, فرزند
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧
زمان : ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ
ترس کودک از پزشک:
نظرات ()


مهم‌ترین ترس‌های کودکان هنگام معاینات پزشکی
جدایی از والدین
ترس جدایی از والدین هنگام معاینات پزشکی، اغلب در بین کودکان زیر 7 سال شایع است.
درد
عامل دیگری که ممکن است کودک را از معاینه پزشک بترساند، «احساس درد» ناشی از معاینه است. ترس ناشی از درد معاینه در بین کودکان 12ـ 6 سال بسیار رواج دارد.


نحوه رفتار پزشک
متاسفانه یکی از عوامل موثر بر ترس کودک، شیوه رفتار و روش ارتباط برقرار کردن پزشک با کودک است. معمولاً پزشکان عادت دارند طبق روال همیشگی خود، کودک را سریع و تند معاینه کنند در حالی که پزشکان لایق و کاردان، با صبر و حوصله خود و دادن شیرینی و یا برچسب عروسکی به کودکان و حتی صحبت و گفت‌وگویی ساده و محبت‌آمیز درباره مسائل مورد علاقه کودک، درصدد کسب اعتماد او برمی‌آیند.
روش‌های کاهش ترس کودک از پزشک و معاینه‌های پزشکی
- هدف از معاینه را برای کودک شرح دهید.
- در کودک احساس گناه ایجاد نکنید.
- سعی کنید طوری درباره کودک و نوع بیماری‌اش صحبت کنید که او مشکل خود را ناشی از اشتباه و کوتاهی‌ای که احتمالاً او انجام داده است، نداند.
- کودک را گرامی ‌بدارید.
- آموزه‌های لازم مراجعه به پزشک را به کودک یاد دهید.
- مشکلات کودک را به مرور و در جریان عمل حل کنید.
- پاسخ گفتن به پرسش‌های پزشکان را به کودک بیاموزید.
- پزشک مناسبی انتخاب کنید.


روزنامه تهران روز




:: برچسب‌ها: پزشک, کودک, ترس
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧
زمان : ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ
7 روش برای افزایش هوش کودک
نظرات ()

شما می توانید با هفت روش ساده،در عین حالی که به کودک محبت می کنید و از وقت گذراندن با او لذت می برید،کمک کنید تا هوش او افزیش یابد.

1-سعی کنید به چشمان کودکتان مخصوصا اگر در دوران نوزادی به سر می برد نگاه کنید.
2-در مواقع صحبت با کودکتان سعی کنید وراجی نکنید و آنقدر با او حرف نزنید که خسته شود!
3-برای نوزادتان زبان در آورید ! به این شیوه او کار شما را تقلید کرده و در پیدا کردن راه حل مشکلات موفق می شود.
4-بگذارید در آینه نگاه کند.با این شیوه او کودک دیگری در ذهن خود ساخته و با اون بازی می کند،هر چند که آن کودک تصویر اوست!
6-اگر می خواهید او خوشرو و  بزله گو باشد او را بخندانید ! برای این کار شصت پا یا کل پای او را  قلقلک دهید.
7-با کودک به صورت بچه گانه و با ریتم احمقانه صحبت کنید او خود زبانش ما را با زبان خود تطبیق می دهد که باعث افزایش درک او می شود.

گروه خبر سلامت نیوز-خبرنگار:محسن وزیری




:: برچسب‌ها: هوش, کودک, مغز, مخ
نویسنده : در جستجوی رهایی
تاریخ : سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧
زمان : ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ


هاست لينوكس

طراحی سایت حرفه ای

طراحی سایت با آپگرید رایگان همیشگی