حتما این داستانک را بخوانید !

نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی، یک پیله کرم ابریشم را بر روی درختی می یابد، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد. اندکی منتظر می ماند، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد. با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند. اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد.

او می گوید: بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم. آن جنازه ی کوچک تا به امروز، یکی از سنگین ترین بارها، بر روی وجدان من بوده است. اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه حقیقی وجود دارد: فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان. بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن شاهد بودن وسختی کشیدن عزیزان و صبوربودن و مقاومت کردن، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خدا برای زندگانی ما و فرزندانمان برگزیده است.

/ 10 نظر / 13 بازدید
سیده م.م

سلام بزرگوار وب جدید بنده اینه اون عشق فقط یک کلام قدیمیس و دیگه مال من نیس از این به بعد به اینجا تشریف بیاورید یا علی

ali

سلام خیلی قشنگ و احساسی بود[گل] در ضمن آپم دوست من[لبخند]

ali

[گل][گل][گل]

ali

سلام دوست عزیز چند روزی جا شما خالی رفتیم شمال آخه لب دریا طلبیده بود ، خیلی خوش گذشت ، اومدم آپ هم هستم از نظرات زیباتونتشکر میکنم[گل]

علی

سلام دوست عزیز بسیار زیبا بود ، با تشکر از نظرات زیباتون ، شرمنده چند روزی نیومدم دریا طلبیده بود رفته بودم شمال جا شما خالی در ضمن آپم[گل]

ali

سلام دوست من [گل]عید مبارک [دست]، خوش گذشت [لبخند]، گوشت ببعی خوشمزه بود؟[خوشمزه]سهم ما چی شد؟ [گریه]همیشه تو شادیها باشین انشاالله[فرشته]

علی

سلام دوست عزیز من آپم[گل][گل][گل]

نصف نفر

[گل]